...حاصل عشق مامان و بابا...
...حاصل عشق مامان و بابا...
...زندگی لحظه به لحظۀ تو دلیم...

میلیون ها سال است که زن ها حامله می شوند و شکم هایشان می شود خانۀ موجودی دیگر.
میلیون ها سال است که آدم های دیگر شاهد بارداری و زاییدن زنان هستند، اما هنوز هیچکس به آن عادت نکرده است؛

نه زن های حامله و نه رهگذرها، مردم دوست دارند به زن های باردار لبخند بزنند و مراقبشان باشند.
انگار شکم های بزرگ و موجودات درونشان هیچ وقت عادی و تکراری نمی شوند.

جداً چقدر عجیب است نفس کشیدن کسی زیر پوست تو، چقدر عجیب است تماشای تکان خوردنش و چقدر عجیب است دلبسته شدن به موجودی که ساکن دنیایی دیگر است...
یک چیزهایی هیچ وقت عادی نمی شود، بچه دار شدن مثل یک جادوست، مثل افسانه ای شیرین و عجیب و غریب که سخت می شود باورش کرد. آخر چطور می شود یک دفعه مادر شد؟!؟

همین که اولین بار نقطه ای تپنده را نشانت می دهند و می گویند این بچه شماست، همه چیز تغییر می کند. دستت را می گذاری روی شکم و حس می کنی از همین حالا باید قوی تر باشی، باید محافظت کنی از این نقطۀ تپندۀ کوچک، باید حامی اش باشی، همراهش باشی، هر روز بزرگتر که می شود، احساساتت بیشتر موج بر می دارد، شروع به تکان خوردن که می کند فکر می کنی دیگر خودت نیستی، دیگر پاهایت روی زمین نیست، لذتی وجودت را می گیرد که با کمتر چیزی قابل قیاس است...

 

خدای مهربونم شکرت، محافظمون باشخجالت

 

باتشکر از همۀ عزیزانی که این روزهای شیرین را، برایم شیرین تر میکنند.


 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 7:27 | دوشنبه 28 / 2 / 1394 توسط ...مامی مریم...

سلام

   دختر نازم، یکی یه دونم، با توجه به اینکه شما به دنیا اومدی و دیگه تو دلم نیستی، میخوایم از این وبلاگ نقل مکان کنیم و بریم تو یه وبلاگ جدید، که اونجا من مادرانه هام رو با شما در میون میزارم، راجع به روابطمون، احساسمون و ... میگم، اونجا هم از خودت هم از وسایلت عکس میزارم ولی دیگه بدون قیمت و آدرس، اینجا برای کمک و راهنمایی به دوستانی که قصد خرید سیسمونی برای تو دلی هاشون رو داشتن این کار رو میکردم...

   سی دی بلاگ این وبلاگ رو میگیرم و برای ادامه به وبلاگ جدید میریم.

   اینم آدرس وبلاگ جدید شما:

http://selenajoon.niniweblog.com

 

باتشکر از همۀ دوستانی که بهمون سر میزدن، وبلاگمون رو میخوندن، برامون نظر میزاشتن و همیشه حمایتمون میکردن...

دوستتون داریمبوسمحبتبوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 7:47 | دوشنبه 21 / 2 / 1394 توسط ...مامی مریم...

سلامبوس

   سلنا جون، شما هدیه ای هستی که خدا به ما داده، از خدا جون بزرگ و مهربون بابت این هدیه واقعاً ممنونمبوسمتنظر دختر قشنگم وقتی توی دلم بودی، بارها ازت خواستم که از خدا بخوای به خاله های مهربونت هم نی نی بده، مرسی که از خدا این و خواستی و مرسی از خدا که دعامون رو مستجاب کردخجالت خیلی از خاله ها نی نی دار شدن، خاله تینا، هستی عزیز رو به دنیا اوردهبوس نی نی خاله سحر دختره ولی هنوز به دنیا نیومده، نی نی خاله فاطمه هم دختر و هنوز به دنیا نیومده، خاله هلیا هم یه نی نی تو دلش داره، خاله شادی هم یه دختر خانوم ناز تو دلش داره، خلاصه پرچم دخترا بالاستخندونکبوس

   خیلی خوشحالم که دوستانم دارن مادر شدن رو تجربه میکنن، انشالله داشتن این حس زیبا برای همه اتفاق بیافتهآرام

   بعد از به دنیا اومدن شما، همه زحمت کشیدن و هدیه ای برای قدم های پربرکت شما براتون اوردن، مبارکت باشه عزیزمبوس

   این از طرف پدر بزرگ (بابای بابا علیچشمک) دستشون درد نکنهآرام

   این گوشواره های خوشگلم از طرف مادربزرگ (مامان بابا علی) دستشون درد نکنهآرام

   پلاک وان یکاد از طرف عمه فاطی (عمه مامان مریم) دستشون درد نکنهآرام

   دستبند کارتیه از طرف مامان جی (مامان مامان مریم) دستشون درد نکنهآرام

   این آویز زیبا رو هم مامان جی، باباجی (مامان و بابای مامان مریم) برای مامان گرفتنخندونک به خاطر مادر شدنم، ازشون واقعاً ممنونم خیلی خوشحالم کردنبوس

   زحمت این زنجیر رو مادرجون (مادربزرگ مامان مریم) کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   آویز قلب رو هم مامان جی (مامان مان مریم) برای شما گرفتن، اوّلین باری که رفتی خونشون این آویز رو بهت دادن، دستشون درد نکنهآرام

   سکه تمام از طرف عمه مهری (عمۀ مامان مریم) دستشون درد نکنهآرام

   سکه ربع از طرف دایی مهدی و خانواده، دستشون درد نکنهآرام

   سکه پارسیان از طرف یکی از همسایه ها، دستشون درد نکنهآرام

   دستبند زیبا، از طرف عمه آمنه و عمو حمید، دستشون درد نکنهآرام

   زنجیر و آویز که به صورت کاملاً اتفاقی با دستبندتون ست شده، از طرف دو تا همکارای خوبمون، دستشون درد نکنهآرام

   زنجیر و آویز بسیار زیبا، از طرف دو تا از دوستان بابا، دستشون درد نکنهآرام

   نیم ستی که دوستای مامان زحمت کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   این خرس پشمالوی بزرگ رو هم یکی از همکارا زحمت کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   بلوز قشنگ از طرف خاله نفیسه و خانواده، دستشون درد نکنهآرام

   این سرهمی رو که خیلی هم به شما میاد زن دایی سمیه زحمتشو کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   توپ جغجغه ای از طرف عمه مهری (عمه مامان مریم) دستشون درد نکنهآرام

   زحمت این پیراهن قشنگ رو که شما تو نامزدی عمو حسین پوشیدی رو خاله زهرا (دختردایی مامان) کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   زحمت این پیراهن هم از طرف خاله فاطمه (دختر دایی مامان مریم) بوده، دستشون درد نکنهآرام

   بلوز و شلوار بسیار خوشرنگ که زحمتش رو عمو محمد (پسردایی بابا علی) و خانومش کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   زحمت این دو دست رو هم دایی علی (دایی بابا علی) و خانواده کشیدن، دستشون درد نکنهآرام

   بقیه دایی ها، خاله ها، عمه ها و عمو بابا علی و مامان مریم هم زحمت کشیدن و به شما پول دادن، دست همشون درد نکنه، انشالله فرصتی باشه برای جبران زحمات همگیشونبوسخجالت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:01 | شنبه 19 / 2 / 1394 توسط ...مامی مریم...

   عشق مامان، نفس مامان، تو همه کسمی، هم نفسمیبوس

عزیز دلم شما در تاریخ 1393/07/13 ساعت 14:50 دقیقه توی این بیمارستان به دنیا اومدیآرام

   بعد از به دنیا اومدن شما مامان رو اوردن تو این اتاقخندونک

   عمه مهری (عمۀ مامان مریم) زحمت کشیده بودن و این گل رو برامون اوردن که با گل وجود شما شد دو تامحبت

   اینم از طرف محل کار مامان و بابا، میدونی که من و بابا یه جا کار میکنیم، اصلاً توی شرکت با هم آشنا شدیم و ازدواج کردیمخندونک

   اینم شما، درست بعد از به دنیا اومدنتونبوس

   خوش اومدی عشق مامان و بابابوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 8:43 | شنبه 19 / 2 / 1394 توسط ...مامی مریم...

سلام

   مامان جون، دختر نازنینم، شیرینم، چون قصد دارم وبلاگ جدید برات باز کنم و توش بیشتر در مورد روابطمون بنویسم میخوام توی این پست تمام خریدایی که برات انجام دادم و ازشون عکس گرفتم (چون بعضی از خریدات رو به خاطر مشغله فراموش کردم ازشون عکس بندازم.) اینجا بزارم که توی وبلاگ جدید کمتر عکس و قیمت بزارمچشمک   قبل از همه چیز لباسایی که مامان وقتی شما تو دلش بودین می پوشیدخندونک

   این بلوز برای مهمونیچشمک

   و اینم برای بیرونراضی

   ببین توی تن مامان چطورهخندونک

   مامان جون شما اینجا 23 هفته است که مهمون دلمیمحبت

   این رو از فروشگاه تیما خریدیم، توی سفری که به نور داشتیم، برای تو خونهخواب آلود

   این رو هم مامان جی (مامان مامان مریم) تو همون سفر برام خرید، فکر کنم حدوداً 20 هزار تومنراضی

   اینم خرید ما از عسلویه است، 40 هزار تومنسکوت

   خوب حالا خریدای خودت که بعضی هاش بعد از تولدت به دستم رسیده، مثل پردۀ اتاقت که بعد از تولدت خریداری و نصب شدخطا

   پردۀ اتاقت رو از پاساژ بوستان پونک خریدیم، فکر میکنم حدوداً 200 تومنمتفکر

   اینم تخت شما، آویز موزیکالت رو از خیابون بهار خریدیم 75 هزار تومن، چون تم اتاق شما پروانه است سعی داشتم یه مدلی بگیریم که به تم اتاقت بیاد عزیزمراضی

   اینم کشوهای تخت شما بعد از چیدن لباسای کوشولوتبوس

   اینم کمد لباساتونچشمک

   این عطر خوشبو رو باباجون از بازار براتون خریدنآرام

   اینم تشک و بالشتون که مامان جی (مامان مامان مریم) زحمتشو کشیدنبوس

   اینا رو هم از نمایشگاه کتابی که شرکت برگزار کرده بود براتون خریدمچشمک

   اینا رو مامان جی زحمت کشیدن از مشهد براتون خریدنسکوت

   این رو هم توی حراج 50% براتون خریدن 10000 تومنزبان

   نمیدونم اینو چند گرفتنخواب آلود

   این حوله هم به صورت فشرده بود که وقتی انداختیم تو آب باز شد، تصویر روش یه میکی موس بودخندونک

   این بلز رو هم باباجی (بابای مامان مریم) براتون گرفته که از همین الان موسیقی کار کنینخندونک

   جوجه کوچولو رو هم ترنم (دختر دایی مهدی) برات خریده عزیزمبوس

   اینم ست ناخون گیر شما، من که دوسش میدارمزیبا

   مامان جون قیمت اینا رو هم دیگه یادم نیستسکوت

   مارک شابن، از پاساژ تهران آریاشهر خریدیمچشمک

   اینم از همون مغازهراضی

   مارک bcc از هفت حوض خریده شدهچشمک

   اینم از همین مغازهچشمک

   مارک آشور، پاساژ بوستان پونک، بازارچۀ شقایقخندونک

   اینا رو از عافیه جون با نام هنری ELA خریدم که بسیار دوسشون میدارممحبت فکر کنم قیمت همشون با هم شد حدوداً 180 دقیقاً یادم نیستسکوت

   حلقۀ اسمتون که به در اتاقتون نصب شدهخندونک

   اینم گیره پردتون که پرده رو باهاش جمع میکنم تا آفتاب بیاد تو اتاقتخندونک

   این تل و پابند ست که هر کی میبینه کلی ذوقش و میکنه، با یه پیکسل چشم نظر که خیلی دوسش دارمزیبا

   این لگ رو هم از بازار جنت خریدیمزبان

   پیش بند یکبار مصرف، از پاساژ بوستان پونک، 7500 تومنخواب آلود

   این تیشرت رو هم از دبنهامز گرفتیم 39000 تومن، بدون حراجچشمک

   این دو دست رو هم از فروشگاه وایبری نیم وجبی خریدمخندونک دستی 28 هزار تومن، نیم وجبی من انشالله دوسشون داشته باشی من که خیلی دوسشون دارم، خصوصاً پلنگی روزبان

   این شلوار توپ توپی بامزه رو از کرج، چهارشنبه بازار نزدیک خونۀ دایی مهدی خریدیمخندونک فکر کنم 5000 تومنزبان کلاه رو از بوستان پونک، 21 هزار تومن، که میخوایم بریم شمال انشالله ازش استفاده کنی و صورت نازت نسوزه مامانمبوس بلوز رو هم از بوستان پونک ولی قیمتش یادم نیستسکوت

   این پودرم از سایت مانا گیفت 74000 تومن گرفتم که مجسمه دست و پای خوشگلت رو بسازم، بماند که عمو آرش و بابا دست به دست هم دادن و نشد که درست کنیم و نصفش خراب شدعصبانیغمگین

   نصفش رو نگه داشتم که انشالله سر فرصت حداقل از یک دستت تندیس بسازمبوس

   اینم نمای کلی از اتاق شما، انشالله که دوسش داری و توش آرامش داشته باشیزیبا

   عزیز دلم امیدوارم از همشون به خوشی استفاده کنی، همیشه سالم و سلامت، موفق و مؤید، پیروز و سربلند و البته شاد و خوشحال زندگی کنی گلمبوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:28 | چهارشنبه 16 / 2 / 1394 توسط ...مامی مریم...

   روز جمعه بقیۀ خریداتو مرتب کردیم روز قبلش خیلی خسته شده بودم، به خاطر همین باباجون گفت: من بیشتر استراحت کنم، منم وقت گذاشتم روی عکس گرفتن از خریداتخندونک مارک لباسات رو جدا کردم که تن نازت رو اذیت نکننمحبت

   شنبه رفتم سر کار و بعدش هم کلاس بارداری، من از قبل انقباض داشتم، به دکترم میگفتم ولی اون همیشه میگفت: چیزی نیست، بماند که بعداً متوجه شدم با یه داروی ساده میتونسته انقباضام رو کنترل کنهغمگین بعد از کلاس یوگا انجام دادم که کاش انجام نمیدادمغمگین خستگی دو روز قبل و ورزش همه و همه باعث شد که شکمم بیشتر منقبض بشهغمگین بعد از کلاس هم خاله زهرا رو دیدیم، هفتۀ 40 رو به پایان رسونده بود ولی هنوز دختر نازش به دنیا نیومده بود به خاطر همین اومده بود مشاورهچشمک

   یکشنبه 13 مهر 1393 عید قربان بود، هیچ کس دور و برمون نبود، مامان جی باباجی و عمه مهری و عمه فاطی رفته بودن گرمسار، دایی مهدی و زن دایی و ترنم جون رفته بودن شمال، عمه آمنه و عمو حمید هم رفته بودن شیراز، خلاصه که فقط من و بابایی بودیم و شما، بیدار شدیم و بعد از خوردن صبحانه بابا شروع کرد به مرتب کردن بقیه لوازم که من احساس کردم شکمم خیلی منقبض شده و خیلی درد دارمغمگین یه مقدار دراز کشیدم ولی مدام دردام بیشتر میشد، اصلاً وقت به دنیا اومدن نبود، هنوز خیلی زود بودغمگین

   این ماه دقیقاً ماه وزن گیری شما بود، من کلی برنامه ریزی داشتم که تو این ماه چی بخورم که شما قد و وزنت خوب رشد کنه، دوست داشتم سر موعد به دنیا بیای، ولی درد داشت امونم و میبرید، رفتم یه دوش گرفتم ببینم دردام آروم میشهغمگین ولی نشدغمگین به بابا گفتم: من خیلی درد دارم بریم بیمارستان، بابا گفت: یه مقدار دراز بکش ماساژت بدم شاید آروم بشی، گفتم: نه، اصلاً طاقت ندارم پاشو بریمغمگین

   بابا رفت حاضر شه که تلفن زنگ زد، مامان جی بود حال و احوال کرد گفت: چی شده چرا بیحالی؟ گفتم: درد دارم میخوایم بریم بیمارستانغمگین اون بنده خدا هم نگران شده بود و همون موقع با باباجی حرکت کرده بودن به سمت تهرانخطا بابا حاضر شد و رفتیم سمت پارکینگ، اصلاً فکر نمیکردم روز به دنیا اومدن شماست، به خاطر همین هیچی برنداشتم فقط مانتوم رو تنم کردم و رفتیم، فکر کردم حالا یه دارو بهم میدن یا آمپول میزنن برمیگردیم خونه، اصلاً انتظارش رو نداشتمخواب آلود

   وای خدا چرا اینجوری شد؟ هر کاری میکردیم در پارکینگ باز نمیشد، روز تعطیل ساعت 8 صبح نمیشد هیچ کسی رو از خواب بیدار کرد، بابا رفتم دم خونه عمو مهران که اگر بیداره ببینه میتونه با ریموت اونا در رو باز کنه، که نبودن، منم از درد به خودم میپیچیدم هی میگرفت هی ول میکرد ولی زیاد بودخواب آلود چاره ای نداشتیم زنگ زدیم به آژانس، یه رانندۀ خوب ما رو از یه مسیر آسون خیلی سریع رسوند بیمارستان، خدا رو شکر تعطیلی بود خیابونا خلوت بود، به صورت اتفاقی متوجه شدم دکترم توی بیمارستانه، رفتم اتاق زایمان، معاینه کردن و گفتن: به احتمال زیاد دخترت باید به دنیا بیادخطا بابا اون بیرون دست تنها بود و خودش یه عالمه استرس داشت، گفتم: تو رو خدا الان خیلی زوده به دکترم بگین بیاد یه کاری بکنه دخترم امروز به دنیا نیاد، ولی دکتر نیومد، من درد داشتم ولی بازم دکتر نیومد، مدام بهم آرام بخش میزدن ولی دکتر نمیومد چک کنه، فقط پرستارا بهم سر میزدن چون آرامبخش هم بهم زده بودن من اصلاً حال نداشتم حرف بزنم، بابا بهم زنگ زد و گفت: مامان جی رسیده، گفت: نگران نباش ما اینجاییممحبت

   بعد از چندین ساعت درد کشیدن بالاخره ساعت 2 اومدن گفتن: باید زایمان کنی، گفتم: آخه چرا دکترم نیومد منو ببینه، گفتن: تو اتاق زایمان میبیندت، فکر کنم چون فقط برای زایمان رفته بودم پیشش خیلی بهم توجه نمیکرد، نمیدونم جریان چی بود ولی نیومد منو معاینه کنهغمگین

   منو گذاشتن روی تخت که بریم سمت اتاق زایمان اوّل رفتیم پیش بابا و مامان جی، نگرانی از قیافه هر جفتشون پیدا بود ولی اونا داشتن من و دلداری میدادن به گفتۀ مامان جی، انقدر درد داشتم که زیر چشمام کبود شده بوده، توی اتاق زایمان دکتر رو دیدم، بهش گفتم: خانوم دکتر نمیخوام دخترم امروز به دنیا بیاد، خیلی زوده، گفت: ولی داره به دنیا میاد، کامل بیهوشت میکنیم، انقدر آرامبخش بهم زده بودن که اصلاً نمیتونستم بگم از کمر بیهوشم کنین یا هر چیز دیگه، فقط گفتم: مواظب دخترم باشینبوسگریه

   اتاق عمل خیلی شلوغ بود، خیلی هم سرد، خودم بیحال بودم داروی بیهوشی هم که بهم زدن دیگه نفهمیدم چی شد، وقتی بیدار شدم دیدم دور و برم شلوغه، همه از راه رسیده بودن، چند ثانیه بیشتر طول نکشید که شما رو اوردن داخلبوس

   کوچولوی ناز و دوست داشتنی منبوس سلنای عزیزم، ورودت به این دنیا مبارک باشه خوشگلمبوس

دخترم گلم روز یکشنبه، مصادف با عید سعید قربان در تاریخ 1393/07/13 ساعت 14:50 با وزن 2500 و قد 45 سانت پا به دنیا گذاشتبوس تولدت مبارکبوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:48 | سه شنبه 25 / 1 / 1394 توسط ...مامی مریم...

   سلام به روی ماه گل دختر و همۀ خاله هاشمحبت

   دختر عزیزم الان دیگه به دنیا اومدی و خونمون رو روشن کردی، وقتی که هنوز به دنیا نیومده بودی و میخواستیم براتون یه اسم انتخاب کنیم که هم قشنگ باشه، هم زیاد نباشه، هم خوش آهنگ باشه و برازنده شما باشه، توی نسل جدید اسما جوری شده که نمیتونستیم یه اسم معمولی برات انتخاب کنیم، باید به ده سال دیگه ات هم فکر میکردیم، وقتی همۀ دوستات اسمای خاصی دارن مطمئنن تو هم دلت میخواد صاحب یه اسم نیک و قشنگ باشی، بابای مهربونت حق انتخاب رو به من داد و گفت: نه ماه تو دل تو بوده و تو زحمت زیادی کشیدی بنابراین انتخاب اسمش حق تو هستخجالت ممنونم ازش که این فرصت رو در اختیار من گذاشتبوس

   اسمای زیادی برات انتخاب کرده بودم، راجع بهشون تحقیق میکردم، نظرسنجی میکردم، چند روز با خودم تکرار میکردم تا ببینم چه احساسی بهش داریم، از بین اسمای انتخابی اسم یسنا رو دوست داشتیم، چون به فامیلیت هم خیلی میومد، ولی چون یسنی هم نوشته میشود از لیستمون حذف شد، گزینۀ بعدی جانان بود ولی تلفظش یه مقدار سخت بود و همه میگفتن اسم سنگینیه، بالاخره رسیدم به یه اسم، یه اسم قشنگ، یه اسمی که تک بود و خاص، یه اسمی که خیلی نشیده بودیم، یه اسم با ریشۀ یونانی، یه اسمی که شکسته و مخفف نمیشد، کوتاه بود و خوش آهنگ، و معنی خوبی هم داشت، خدای ماه، یه تیکه از ماه تو تموم ماه منیبوس خوشبختانه بابا هم این اسم رو دوست داشت و دوستان و آشنایان هم میپسندیدن، بالاخره اسمت انتخاب شدچشمک

   امیدوارم وقتی بزرگ شدی، به خاطر انتخاب این اسم ازمون راضی باشی و اسمت رو دوست داشته باشی، روزی که بابا میخواست بره برات شناسنامه بگیره، قرار شد اگر ثبت احوال اجازه ثبت نامت رو نده، اسمت رو بزاریم جانان، که خدا رو شکر ثبت احوال مخالفتی نکرد و اسم زیبای شما شد سلنابوس

   سلنا به معنی خدای ماه، یه تیکه از ماه، با ریشۀ یونانی، که فراوانیش توی ایران زیر 1000 نفر هست، ما که اسمت رو خیلی دوست داریم، امیدواریم تو هم همین حس رو بهش داشته باشی، سلنای عزیزمبوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:53 | يکشنبه 23 / 1 / 1394 توسط ...مامی مریم...

سلامبوس

   روزای سختی رو داشتم میگذروندم، حسابی سنگین شده بودم، ورم کرده بودم، گرما اذیتم میکرد، ولی عشق به دخترم باعث میشد هر روز رو با انرژی شروع کنم و برای روزای آینده برنامه ریزی کنم، تغییر دکوراسیون خونه آخراش بود و با کمک همه داشتیم خونه رو میچیندیم، هفتۀ 35 بودم همه تصمیم گرفتن به خاطر عید قربان شنبه رو مرخصی بگیرن برن گرمسار که بتونن قربونی بکشن و چند روزی با هم باشن، ولی بابا گفت: به خاطر وضعیت من بهتره ما نریم، گفت: اگر یه وقت دردت بگیره باید دخترمون رو گرمسار به دنیا بیاریخندونک خوب شد نرفتیمازبان

   از طرفی هنوز سیسمونیت کامل نشده بود، بابا گفت: پنج شنبه میریم دنبال سیسمونی، جمعه و یکشنبه هم تعطیله اتاقش رو میچینم که دیگه همه چیز آماده باشه، هفتۀ پیش با باباجی رفتیم مولوی و برای اتاقت موکت سفارش دادیم، آخه از گالری راد هم برات فرش و لوستر و دیوار کوب گرفته بودم و چون فرش اتاقت فانتزیه فقط وسط اتاق رو پر میکنه، بابا گفت: پاهای کوچیک دخترم گناه داره رو سنگ باشه اتاقش رو کلاً بپوشونیم که بعد از بررسی چند تا آیتم مثل پارکت و فرش و ... تصمیم گرفتیم کف اتاق شما و اتاق خودمون رو کامل موکت کنیم و وسطش یه تیکه قالیچه فانتزی بندازیمخندونک

   اینم قالیچۀ خوشگل اتاقت، تم اتاقت پروانه است دختر قشنگم، همۀ وسایلم تو تم یاسی و بنفشهچشمک

اینم لوستر و دیوارت کوب که ست قالیچه هستچشمک

   البته بمانیم که دیر به دستمون رسیدا زبان آخه قرار بود شما بین دهم تا 18 آبان به دنیا بیای که یه مقدار عجله کردیخندونک

   پنج شنبه با بابا علی رفتیم خیابون بهار و تلاش کردیم سیسمونی شما رو کامل کنیمبغل اینم آخرین خریدای شما انشالله دوست داشته باشیبوس

   الان چون از اون روزا 6 ماه گذشته قیمتا رو دیگه یادم نیست و فاکتورها رو هم نگه نداشتم، فقط چون الان ازشون استفاده کردم میتونم بگم از کدوم راضی و از کدوم ناراضی هستمآرام

   این پد سینه است، که البته قیمت روش داره، من از دو سه تاش بیشتر استفاده نکردم چون شیرم پس نمیدادراضی

   لوازم بهداشتی شما، همشون مارک چیکو هستن، البته یه داروخانه میگفت: چیکو مخصوص پوست کودکه و برای نوزاد خوب نیست ولی من از این مارک راضی هستم، خیلی هم خوشبو هستچشمک

   شامپو سر و بدن، روغن ماساژ، کرم مرطوب کننده، نرم کننده لباس، ضدعفونی کننده ظروف و دستمال مرطوب، حدودا شد 170 تومنزیبا

   گوش پاک کن، پد حمام که اصلاً ازش راضی نیستم، همون دفعۀ اوّل که استفاده کردم چون سفت شد احساس کردم پوست تنت رو اذیت میکنه گذاشتمش کنار و از لیفی که تو ست حوله ات هست استفاده میکنمخطا

   چند تا از وسایلتم مارک بی بی سیل هست که راضیم، البته به جز شیشه ضدنفخت که شما دوستش نداری، وگرنه شیشۀ کوچیکش رو همیشه استفاده میکنیم، پستونک هم دوست نداشتی، منم اصراری نداشتم که بهت بدم چون هم حالت فکت رو عوض میکرد هم بعداً که دندون در میووردی، دندونات کج و کوله میشد هم بعداً گرفتنش مصیبت میشد، به خاطر همین اصلاً بهت ندادیم، فقط گاهی که بیقرار میشی یا لثه ات میخاره میکشیم رو لثت حواست پرت بشهمحبت

   از پوآر بینی یا همون فینگیر هم راضی نیستم، اغلب اوقات با گوش پاک کن یا سنجاق بینی کوچولت رو پاک میکنمبوس

   اون یکی هم مسواکه انگشتیه که خوبه، دستامو میشورم میکنمش تو دستم باهاش لثه هاتو ماساژ میدم بعد از اینم که دندون در اوردی باید بکشم روی دندونت که به خاطر قطرۀ آهن دندونای نازت سیاه نشهبغل

   روکسی پودر ماشین لباسشوییه که خوشبو هم هست، اون سرنگ برای خوردن دارو هستش که از اونم راضی نیستم چون با قطره چکون داروهات رو میدم و اصلاً چیز ضروری و لازمی نیست و امّا قنداقتون، فکر کنم 86 هزار تومن خریدیمش، زمانی که شما کوچولوتر بودی میزاشتیمت اون تو، وقتی میخواستیم از خونه بریم بیرون، شیکه ولی زمان استفادش کوتاهه چون شما الان دیگه توش نمیمونیچشمک

   اینم یه آویز جینگولی که برای روی کریرت گرفتم ولی چون بلند میخوره به صورتت، به همین خاطر به کریر وصلش نکردم فعلاً به تختت وصلهراضی

   جوراب شلواری قشنگت رو 25 هزار تومن خریدم خیلی تو پات قشنگهبوس

   اون عروسکا هم سوتی هستن که گرفتم وقتی شما رو میبرم حمام باهاشون بازی کنی سرت گرم شه تو حمام بمونی، البته شما حمام رو خیلی دوست داری و جوری توی وانت ریلکس میکنی که اصلاً دلت نمیخواد آرامشت بهم بخورهخندونک

   اون یکی هم کیسۀ آب یخه، باید بزاریم تو فریزر یخ بزنه، وقتی شما واکسن میزنی بزاریم روی جای واکسنت و برات کمپرس کنیم، که اصلاً کاربردی نیست، چون خیلی زود دماش رو از دست میده،  البته اینو ما نخریدیم، فروشنده بسیال ناجوانمردانه اینو لا به لای جنسا گذاشته بود و حساب کرده بود، بدون اینکه به ما بگه، وقتی اومدیم خونه دیدیمشسکوت

   اون شیشۀ سرلاک خوریه، مثلاً الان که شما ماشالله هزار ماشالله به غذا خوردن افتادی میتونم سوپ، فرنی یا سرلاکت رو بریزم این تو و بهت بدم بخوری خصوصاً وقتی بیرون خونه هستیم میتونه کاربردی باشه، البته فعلاً ازش استفاده نکردیم، اون آینه رو هم توی ماشین نصب کردیم و تنظیم کردیم رو صندلی شما که وقتی دوتایی میریم بیرون من بتونم شما رو ببینمبوس

   اون پلاک هم اصلاً به درد نمیخوره چون هی کنده میشه میافته، بابا میخواد چسبیش رو بخره که بچسبونیم به شیشۀ عقب ماشینراضی

   زیرانداز تعویض، فکر کنم شد 15 هزار تومن، البته بعدش زیرانداز های یک بار مصرف خریدم که خیلی راضی ترم، البته بیشتر از یک بار استفاده میشه و خوبیش اینه که راحت میندازیمش دور ولی اینا رو مدام باید بشوریم و زود از قیافه میافتهقهر

   اینم یه زیرانداز دیگهچشمک

   اینم ساک شما که شد 53000 تومنچشمک

   آغوشی شما هم فکر کنم حدوداً 110 شد، دو سه بار شما رو گذاشتم توش که دوست نداشتی، حالا گردنت که محکم تر شد بازم امتحان میکنم ببینم دوسش داری، کالسکه رو که دوست داری تا میزارمت تو کالسکه میخوابیخندونک

   این آخرین خریدای شما بود، انقدر چرخیده بودیم که حسابی خسته شدیم و به پیشنهاد بابا رفتیم کبابی بهار که خیلی خوب بود، انشالله با هم میریمبوس البته موقعی که خواستیم سوار ماشین شیم هر چی گشتیم سوئیچ قفل فرمون رو پیدا نمیکردیم و کلی اعصابمون خورد شد، بعد از کلی گشتن توی پیاده رو و رستوران و ماشین، آخر دیدیم افتاده تو خیابون جلوی ماشین، اونم بابا شانسی دید وگرنه معلوم نبود چه جوری باید برمیگشتیم خونهسکوت بعدشم اومدیم خونه و خوابیدیمخندونک

   بقیۀ خریدای شما هم افتاد برای بعد از تولدتونخندونک



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:27 | چهارشنبه 19 / 1 / 1394 توسط ...مامی مریم...

سلامخندونک

   واقعا یک چشم به هم زدن شد، 6 ماه گذشت و نازنین دخترم شش ماهه شدمحبت به زودی با مطالب جدید در خدمتتونم، البته داستان نامگذاری و زایمانم رو مینویسم و این وبلاگ رو ویرایش میکنم و میبندم، یه وبلاگ جدید باز میکنم و زندگی دخترم رو از روز اول تولدش براش مینویسمآرام

   وبلاگ جدید با این وبلاگ متفاوتتره، این وبلاگ برای کمک و راهنمایی به دوستانی بود که میخواستن از مطالب کلاس های بارداری استفاده کنن یا در حال خرید سیسمونی بودن ولی وبلاگ جدید دخترم دربارۀ احساسمون، زندگی روزمره و مراحل رشد عزیزترینمهبوس

   آدرس وبلاگ جدید رو هم به زودی براتون میزارمآرام



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 10:09 | چهارشنبه 19 / 1 / 1394 توسط ...مامی مریم...

میدونم باید آپ کنم ولی دخترم با به دنیا اومدنش حسابی غافلگیرمون کرد،  سر فرصت حتما آپ میکنم..



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:52 | سه شنبه 29 / 7 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   سلام به دوستای خوبم که با پیام های خوبتون من و به نوشتن تشویق میکنینمحبت

   امروز میخوام راجع به ماساژ نوزاد براتون بنویسم که تازگیها خیلی بهش توجه میشهچشمک پس قبل از هر چیز فواید این ماساژ ها رو میگم، ماساژها مربوط به نوزادان و شیرخواران میشه، به بچه های تازه متولد شده تا 28 روز نوزاد و از 28 روز تا یک سال شیرخوار گفته میشهآرام

 

   فواید ماساژ نوزاد:

   نوزادنی که به روش طبیعی به دنیا میان اوّلین ماساژ رو توی کانال زایمان میگیرن، نوزادانی هم که توسط پدر ماساژ میبینن، اجتماعی تر میشن و در سنین نوجوانی ارتباط با خانواده رو قطع نمیکنن، خصوصاً با پدر رابطۀ عاطفی تنگاتنگی پیدا میکنن، حتی این ماساژها باعث میشه خود پدران هم در سنین بالاتر ارتباط قوی تری با فرزندانشون داشته باشن.

1- ماساژ باعث التیام دردها میشه، پس یکی از فوایدش رفع کولیک و دلدرد نوزاده.

2- ماساژ به نوزاد احساس امنیّت و آرامش میده.

3- نوزادانی که ماساژ میگیرن لجبازی کمتری دارن و گریه هاشون کاهش پیدا میکنه.

4- ارتباط عاطفی بین والدین و نوزادان قوی تر میشه.

5- از اینکه میگم ماساژ باعث شکوفاتر شدن و زیباتر شدن چهرۀ نوزاد میشه تعجب نکنین، چون گردش خون به شکل درست تری انجام میشه.

6- ماساژ سیستم ایمنی نوازاد رو تقویت میکنه.

7- و در آخر ماساژ استرس و اضطراب رو از نوزاد شما دور میکنه.

 

   فواید ماساژ شیرخوار:

1- ماساژ باعث قویتر شدن ارتباط عاطفی والدین و شیرخوار میشه.

2- باعث بهتر شدن مهارت های اجتماعی شیرخوار میشه.

 

   فواید ماساژ برای والدین:

1- توجه والدین رو به فرزند بیشتر میکنه (یعنی والدین متوجه تغییرات بدن فرزندشون میشن.)

2- اعتماد به نفس والدین رو بالا میبره، چون متوجه میشن توانایی آرامش بخشیدن به فرزندشون رو دارن.

3- احساس گناه والدین (خصوصاً مادران) رو کاهش میده.

 

   شرایط ماساژ دادن:

1- در محیط آرام و بدون سر و صدا نوزاد خود را ماساژ دهید.

2- دمای محیط برای نوزادان 25 تا 27 درجۀ سانتی گراد و برای شیرخواران 23 تا 25 درجۀ سانتی گراد باشه (یعنی دمایی که شما با یک تی شرت آستین کوتاه نه سردتون میشه نه گرمتونزبان)

3- زیورآلات، ساعت، انگشتر و... در دست نداشته باشید.

4- حتماً برای ماساژ از روغن استفاده کنید، نیازی به روغن های شیمیایی نیست بهترین روغن ها، روغن زیتون، بادام و کنجد هست (برای روغن ها تست حساسیت بگیرین، روغن رو روی مچ دست فرزندتون بریزین، مقداری ماساژ بدین، نیم ساعت منتظر بمونین و اگر تغییری در پوستش ایجاد نشد از روغن استفاده کنید.

5- بعد از استحمام نوزاد رو ماساژ بدین (نگران اینکه چرب میشه نباشید، این چربی خیلی سریع جذب میشه)

6- ناخن ها به قدری بلند نباشه که به فرزندتون آسیب بزنهخطا

7- زمانی که خودتون در آرامش کامل هستین شروع به ماساژ دادن بکنین، نه زمانی که استرس دارین، ناراحتین، بحث کردین، استرس دارین و... چون تمام حستون رو به فرزندتون منتقل میکنین (توجه کنید تایمی رو که برای فرزندتون اختصاص میدین تمام توجهتون به اون باشه نه به گوشی تلفن و ...)

8- لباس های نوزاد رو در بیارین و موقع ماساژ بالاتنه یک ملحفه روی قسمت پایین تنه بندازین و هنگام ماساژ پایین تنه یک ملحفه روی قسمت بالاتنه بندازینراضی

9- زمان ماساژ، بچه نباید گرسنه باشه، خوابش بیاد یا خسته باشه.

10- ماساژ کودک رو از پا شروع کنید، آنقدر آرام که پوست کودک آزرده نشه.

 

   این یه فهرست کلّی از مطالب این جلسۀ کلاس بارداری بود، حالا نحوۀ ماساژ دادن رو من به صورت مکتوب براتون یادداشت میکنم ولی کتاب و سی دی آموزشی ماساژ کودک هم وجود داره که میتونه خیلی بهتون کمک کنه، منم تهیّه کردم به نظرم خیلی مفیدهچشمک

   دست خودتون رو چرب کنین و پاهای نوزاد رو به صورت دورانی از ران پا تا کف پا به آرامی ماساژ بدین، کف پا رو از مرکز پا به صورت دایره ای ماساژ بدین تا کل پا ماساژ ببینه و انگشتان رو به آرومی به سمت بیرون بکشید، نگران قلقلک نباشین کودک از این حس خوشش میادخندونک

   مجدداً دستتون رو چرب کنین و دست نوزاد رو به صورت دورانی از بالا به پایین ماساژ بدین، کف دست هم مانند کف پا از مرکز به صورت دایره ای ماساژ بدین و در انتها انگشتان رو به سمت بیرون بکشید.

   تا زمانی که ناف کودکتون نیافتاده کاری به قسمت شکم نداشته باشین ولی بعد از افتادن ناف شکم رو به آرامی از پایین به بالا ماساژ بدین، بعد قفسۀ سینه رو به صورت دورانی ماساژ بدین و انگشتتون رو خیلی آروم دور ناف فشار بدین، تا قسمت پهلوها این حرکت رو ادامه بدین، این کار باعث رفع کولیک معده میشهسکوت

   نوزاد رو، روی دست چپتون قرار بدین و با دست راست کمرش رو به صورت دورانی ماساژ بدین.

   چربی دستتون برای صورت کافیه نیازی به چرب کردن مجدد نیست زیرا نوزاد هم این رو دوست نداره، از قسمت پیشانی آرام ماساژ دادن رو به سمت بیرون شروع کنید، بعد گونه ها رو ماساژ بدین، گرفتن و رها کردن گونه ها باعث لپ گلی شدن فرزندتون میشهخندونک دور لبها رو هم مثل سیبیل آتشین بازی دزد و پلیسزبان ماساژ بدین خصوصاً زمانی که کودکتون داره دندون در میارهخطا بینی نوزاد رو هم به سمت بالا ماساژ بدین و بغلهاش رو جمع کنین، بینی در حال شکل گیریه میتونین بهش فرم بدین تا اینجوری نشهدروغگوخندونک

   ماساژ شیرخواران یه مقدار محکمتر انجام میشه و در قسمت پشت میتونین دو طرف ستون فقرات رو ماساژ بدین، حواستون باشه که خود ستون فقرات رو ماساژ ندین چون باعث شکل گرفتنش میشینچشمک

   ماساژها رو از روز تولد نوزاد شروع کنید، در دوران نوزادی ماساژ بین 5 تا 15 دقیقه و در دوران شیرخواری بین 15 تا 25 دقیقه انجام بشه، ماساژها میتونه روزانه یا یک روز در میون باشه، بعد از ماساژ بدن فرزندتون نرم شده و میتونین با چند حرکت آروم نرمشش بدین تا مراحل ماساژتون رو به خوبی به پایان برسونین، نوزادتون هم حسابی حالشو ببرهخندونک

   آخی خستگیشون در رفت، انقدر که به حالت جنینی توی رحم بودن قلنج کرده بودنخندونک



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 14:37 | يکشنبه 6 / 7 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   سلام، میدونستین گریۀ کوچولوهای ناز یه نیازه؟ اونا وقتی گریه میکنن میخوان بگن: بهتون نیاز دارن، نه اینکه خواسته ای ازتون داشته باشن، شما باید به نیازهاشون پاسخ بدین تا وقتی که بزرگتر میشن خواسته های کمتری داشته باشن، پاسخ دادن به نیاز نوزادن باعث رشدشون میشهراضی

   وقتی کوچولوی نازتون گریه میکنه خیلی ناراحت نشین، گریه باعث باز شدن ریه ها میشه و رطوبت مغز رو از بین میبره، وقتی کوچولوی نازتون گریه میکنه لزومی نداره سریع بغلش کنین یا بهش شیر بدین، اجازه بدین یه مقدار گریه کنه تا قدر چیزی رو که بهش میدین بدونه، ولی لازمه که بغلش کنین، باهاش حرف بزنین و بهش آرامش بدینچشمک وقتی نوزادتون گریه میکنه میخواد بگه: دنیا به کامم نیست!!! بهتره علّت گریه رو پیدا کنین، علّت گریه میتونه مارک لباسش باشه، مارک لباس تن ظریفش رو میخوارونه و کودک که نمیتونه حرف بزنه با گریه اعتراض میکنه، پس قبل از استفاده همۀ لباس های کوچولوهاتون رو بشورین و مارکش رو بکنینچشمک فقط لباس های نخی برای کودکتون تهیّه کنید، لباس های پلاستیکی پوست حساسش رو از بین میبره، ممکنه گریه اش به خاطر این باشه که ملحفه زیرش صاف نیست و کمرش رو اذیت میکنه، بنابراین وقتی کودک گریه میکنه سریع بهش شیر ندین، دنبال علّت بگردین، شیر دادن زیادی خودش باعث میشه معده اش بیش از حد پر بشه و دلدرد بگیرهخطا حتی ممکنه بچه از بوی تن خسته شده باشه میتونین بدینش بغل پدرشچشمک

 

انواع خواب:

1- خواب سطحی rem

2- خواب عمیق non rem

   انسان بالغ 85% از زمان خوابش، خواب عمیقه امّا در کودکان تنها 10% خواب عمیق هست و بقیه خواب سطحی هست، به خاطر همین بچه ها خیلی زود از خواب میپرن و به بدنشون تکون های شدید میدن، به خاطر همین بهتره وقتی نوزادتون میخوابه اون رو بپیچینخندونک البته نه با قنداق، قندان کاملاً منسوخ شده زیرا باعث در رفتگی لگن میشه، نارسائی کلیه میاره و اصلاً خوب نیست، یک ملحفه، پارچه، پتو یا... بردارین به حالت سه گوش پهن کنید، نوزاد رو داخلش بزارین و بپیچین، البته نباید محکم باشه در حدی که وقتی دست و پا میزنه باز نشه، این کار رو مدام انجام ندین، روزی یکی دوبار کافیهزیبا

   زمانی که کودک خوابه، هر از گاهی پهلو به پهلوش کنید، حتی یکی از دلایل گریه اش میتونه همین باشه که مدت زیادیه تو یه وضعیت قرار گرفته و بدنش خسته شده، پس وقتی گریه میکنه میتونین حالت کودک رو تغییر بدینسکوت

   تخت نوزادتون رو پیش شوفاژ یا روبروی کولر قرار ندین، اوّل بدن کودکتون رو با محیط تطابق بدین، شوفاژ به مغز نوزاد آسیب وارده میکنه بنابراین دمای اتاق اهمّیّت زیادی داره، دما زمانی که کودکتون لباسی به تن نداره و لخته باید بین 25 تا 27 درجه سانتی گراد باشه، اگر یک لباس تنشه باید 23 یا 24 درجه و زمانی که دو لباس تنشه باید 21 و 22 درجه باشهزیبا بهتره کنار نوزادتون درجه قرار بدین، درجه حتماً باید کنار نوزاد باشه تا بتونین دمای اون محیط رو اندازه بگیرین، توجه کنید که لباس زیاد به بچه نپوشونین خودتون هر تعداد لباس پوشیدین نوزاد یه لا بیشتر بپوشه، اگر شما یه بلوز پوشیدن، نوزاد دو تا بپوشه، اگر شما دو تا پوشیدن نوزاد سه تا بپوشهزیبا برای اینکه بدونین نوزادتون گرمشه یا سردشه از سینه تا پشت گردنش رو لمس کنید، هیچ وقت دمای بدن بچه رو از روی دستاش اندازه گیری نکنینچشمک

   وقتی کودکتون خوابه، خونه نباید خیلی ساکت باشه، تلویزیون، رادیو و ... روشن کنید، اگر کودک در محیط خیلی آروم بخوابه با ایجاد هر صدای کوچیکی از خواب میپرهخواب آلود

   از 7 ماهگی نوزاد توی اتاق خودش بخوابه، تا هفت ماهگی نیازه که کنار مادرش باشه ولی بعد از هفت ماهگی جداش کنید که خیلی هم وابسته نشهچشمک

   محیط باید مرطوب باشه، مدام سماور، کتری یا چای ساز روشن باشه، یا از دستگاه بخور استفاده کنید، محیط نباید اصلاً خشک باشه، اگر خواستین دستگاه بخور تهیّه کنید، بخور سرد بگیرین چون هم گرد و غبار رو از بین میبره هم هزینۀ برقش نسبت به بخور گرم پایینترهزیبا لزومی نداره این دستگاه از صبح تا شب روشن باشه 3 ساعت در روز کافیه، روشن بودن زیادیش باعث ایجاد باکتری میشهخطا

   مایت ها ذرات بسیار ریزی هستن که توی محیط وجود دارن برای انسان های عادی هیچ ضرری ندارن ولی برای افرادی که مبتلا به آسم هستند و یا کودکان اذیت کننده میشن، بنابراین محیط رو هفته ای یکی دوبار با قدرت بالا جاروبرقی بکشین، همچنین پرده ها رو، اگر هم میتونین فرش ها رو بتکونینسکوت

   اگر سر کودکتون عرق میکنه میتونین از کلاه نخی استفاده کنید امّا اگر علاوه بر عرق سر، بی اشتها بود و زیاد گریه میکرد حتماً با پزشک مشورت کنید ممکنه مشکل تیروئیدی داشته باشهچشمک

   برای گرفتن بینی نوزاد تنها از پوآر بینی استفاده کنید، از ریختن شیر داخل بینی نوزاد جداً خودداری کنید چون میتونه باعث خفگیش بشه، پوآر رو فشار بدین، بزارین داخل بینی و رهاش کنین، با مَکِش محتویات بینی رو خارج میکنهچشمک

   در مورد پوشک باید بگم که از پوشک های ارزون قیمت شروع کنید، اگر بدن نوزاد حساسیت داشت مارکش رو عوض کنین بازم حساسیت داشت مارکش رو عوض کنید و ... تا بتونین پوشک مناسب نوزادتون پیدا کنید، سعی کنید پوشک رو تند تند عوض کنین، با هر بار تعویض پوشک حتماً بچه رو بشورین (مامان قربونت برهبوس) با آب ولرم بشورین چون آب داغ پوست بچه رو خشک میکنه، دمای آب رو با آرنجتون میتونین اندازه بگیرین چون نزدیکترین دما به دمای بدن کودک رو داره، شستن با آب خالی کفایت میکنه، بعد از هر بار شستشو کاملاً با پارچه و حولۀ مخصوص خشکش کنید، اگر میتونین بزارین یه مدت باز باشه و خنک بشه با اینکار از اگزما و قارچ هم پیشگیری میکنین، در صورت بروز اگزما و قارچ از پماد آد و یا کالاندولا استفاده کنید اگر بعد از سه روز خوب نشد با پزشک مشورت کنید، استفاده از پوشک های با جذب بالا و 24 ساعته به صورت دائم توصیه نمیشه، برای زمانی که میخواین برین مهمونی، عروسی، سفر و... میتونین از این پوشک ها و دستمال مرطوب استفاده کنید، امّا نباید به طور دائم استفاده بشه، فقط در مواقع ضروری، روز اوّل و دوّم هر سه، چهار ساعت یکبار پوشک رو عوض کنید، از روز سوّم روزی 6 تا 8 بار باید پوشک عوض بشه.

 

سندروم مرگ:

   خانوم بهبودی میگفتن: این بحث خوبی نیست ولی آگاهی در موردش میتونه جلوی خیلی از مشکلات رو بگیره، از هر 1000 نوزاد 3 نوزاد دچار سندروم مرگ میشن، که 50% اونها بی دلیل هست و دلایل ناشناخته ای دارهغمگین

جلوگیری از سندروم مرگ:

1- باید توجه کنید که پتو رو تا زیر گردن نوزاد نکشین و بخوابین، چون با کوچیکترین حرکت پتو راه تنفس کودک رو میبنده و کودک خفه میشهغمگین وقتی کودک رو میخوابونین 3 طرف پتو رو زیر تشک قرار بدین که پتو حرکت نکنه و پتو رو کمی پایینتر از گردنش قرار بدین، اگر هم روی تخت میخوابونین، کودک باید در انتهای تخت قرار بگیره که با تکون خوردن به زیر پتو نره.

2- فاصلۀ بین نرده های تخت نباید به اندازه ای باشه که دست، پا یا گردن کودک بینش گیر کنه، حتماً از روتختی هایی استفاده کنید که بالشتک دیواره دارنچشمک

3- از قرار دادن عروسک بالای سر کودک جداً خودداری کنید، چون عروسک میافته روی صورتش و راه تنفسش رو میبنده، از خریدن عروسک های پوشالی هم جداً خودداری کنید چون کافیه یکی از پوشال ها داخل بینی نوزاد قرار بگیره تا باعث خفگیش بشهغمگین

4- از بالا و پایین انداختن کودک خودداری کنید، ملاج کودک شُله، هر بار که شما بالا و پایین میندازینش این ملاج جا به جا میشه و این ضربه ها میتونه باعث مرگ نوزاد بشهغمگین

5- وقتی به کودک شیر میدین مخصوصاً شب، سعی کنید هوشیار باشین، مواظب باشین سینه روی بینی نوزاد قرار نگیره و مجرای تنفسیش رو ببندهچشمک

6- از قراردادن بالش زیر سر نوزاد تا سه ماهگی خودداری کنید، بعد از سه ماهگی از بالش های سوراخ دار موجود در بازار استفاده کنید، اگر بالش پر دارید باید چند لا ملحفه داشته باشهچشمک

7- نوزاد رو به هیچ عنوان به مدت طولانی دمر نخوابونین، برای برطرف شدن دلدرد توی زمان کوتاه ایراد نداره، ولی برای خواب نوازد نه دمر باشه نه طاق باز یه بالش پشتش بزارین که به پهلو قرار بگیره، هر از گاهی هم تغییر وضعیت بدین.

8- بعد از شیر دادن حتماً بادگلوی نوزاد رو بگیرین، برای این کار کافیه دو سه دقیقه روی شونه بزارینش و به پشتش ضربه بزنین، بعد کودک رو به پهلو بخوابونین که شیر توی گوش یا گلوش نپرهچشمک

9- نوزاد رو از این بغل به اون بغل نکنین، تن بچه خسته میشه، نوزاد خواب رو برای خوشایند دیگران بیدار نکنین، تا 6 ماه اوّل به هیچ عنوان صورت نوزاد رو نبوسین، دست نوزاد مغز دوّمش و پای نوزاد قلب دوّمش هست، میتونین دست، پا و گردنش رو ببوسین، به هیچ کس اجازه ندین صورت کودکتون رو ببوسه، توجه داشته باشین که دیگران آنگونه با شما رفتار میکنن که شما میخواهید...

10- افراد سیگاری تا دو ساعت بعد از هر بار سیگار کشیدن نباید کودک شما رو ببوسن، چون تمام میکروب رو وارد بدن کودکتون میکننچشمک

11- افرادی که آنفولانزا دارن نباید به کودکتون نزدیک بشن، البته در مورد مادری که خودش به کودک شیر میده ایرادی نداره، زیرا در شیر مادر آنتی بادی آنفولانزا وجود دارهچشمک

   امیدوارم همۀ بچه ها سلامت باشن و هیچ وقت دچار مشکلات این چنینی نشنبی حوصله

 

انواع دلدرد:

   کولیک معده:

   70% نوزادان این مشکل رو دارن، برای جلوگیری از کولیک به نکات زیر توجه کنید:

1- حتماً بادگلوی نوزاد رو بگیرین، وقتی به نوزادتون شیر میدین توجه کنید که گلوش هم تکون بخوره، یعنی قشنگ بتونه شیر رو قورت بده و میزان کمتری هوا باهاش بخوره.

2- اگر نوزادتون از شیر خشک استفاده میکنه، 30cc آب داخل شیشه بریزین بعد یک پیمانه شیرخشک، اگر شیرخشک زیاد باشه، خیلی غلیظ میشه و نوزاد دچار کولیک میشه، اوّل آب رو بریزین بعد شیرخشک که تناسب دقیق رعایت بشه.

   به نوزاد عرق نعناع ندین، از دادن داروهای آنتی کولیک هم تا قبل از سه ماهگی خودداری کنید، نوزاد رو دمر روی دستتون بزارین، اگر دست پدرش باشه بهتره، چون بزرگترهخندونک پشتش رو ماساژ بدین و تو همین حالت تکون بخورین، تکون ها حواس نوزاد رو پرت میکنه و دلدرد یادش میره، موقع ماساژ دادن پدر حتماً با نوزاد صحبت کنه، چون نوزاد ها موقع درد عاشق صدای بَم هستنخندونک تُن صدای آقایون هم بَم هست، یا وقتی نوزادتون دلدرد داشت براش سشوار یا جاروبرقی روشن کنیدخندونک جلل خالق آدم رو به چه کارایی وا میدارنخطا صدای جاروبرقی مثل صدای دریچۀ قلب مادره و نوازد یاد دوران جنینیش میافته و آروم میگیرهراضی میتونین صداهای wite sound رو دانلود کنید و زمان درد برای کودک پخش کنیدچشمک

 

      رفلاکس معده:

   زمانی که کودک تمام شیر خورده رو برگردونه یعنی دچار رفلاکس شده.

   بچه ها با مشکل معده زیاد گریه میکنن، خصوصاً عصرها، ممکنه این کودکان به غذایی که شما میخورین حساسیت داشته باشن، بنابراین به تغذیۀ خودتون توجّه کنید، حبوبات رو دو سه روز خیس کنید که باعث نفخشون نشه، لبنیات که میخورین حتماً با مُصلِحِشخطا بخورین، مُصلِح دوغ و ماست، نعناست، مُصلِح شیر، عسل و خرماست، مُصلِح پنیر، گردو، مُصلِح فندق، بادومه و ...چشمک

   10% بچه ها ناآرومن، 50% آروم و 40% ما بین این دو حالت، بچه های ناآروم کنجکاون، سرزنشش نکنین، وقتی گریه میکنه بهش نگین: چقدر گریه میکنی، سرکوبش نکنین، بهش آرامش بدینمحبت

 

   به امید داشتن فرزندانی سالم و صالحمتنظر



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:53 | يکشنبه 30 / 6 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   سلام به دوستای خوب و عزیزم، به خاله های دخترمبوس قبل از هر چیز میخوام عکس خودم و دخترم رو در سی و دوّمین هفتۀ بارداری براتون بزارمخندونک

   دختر گلم، نازگلم، توی این عکس 32 هفته است که شما مهمون دل منیمحبت شما عشق منی، جون منی، روز به روز داری بزرگ میشی مامان جون، روز به روز داریم به لحظۀ حضورت نزدیکتر میشیمبوس

   عزیزم این روزا یه مقدار سرمون شلوغه، یک هفتۀ تمام من درگیر امتحاناتم بودم و خدا رو شکر همشون رو به خوبی پشت سر گذاشتم، این ترم، ترمه آخر مامان جون ولی به جاش شما از زمانی که تو دل مامان بودی میرفتی دانشگاهزبان انشالله دانشگاه رفتن خودت عزیزممتنظر

   میدونی که این روزا درگیر بنایی و نقاشی و نجاری هم بودیم، زمانی که نقاش اومد، گفت: باید خونه رو ده روز تخلیه کنید چون بوی رنگ زیاده، به خاطر همین هم ما از شنبه گذشته همش در حال مهمونی هستیمخندونک شنبه رفتیم خونۀ عمه مهری و عمه فاطی (عمه های مامان مریم)، یکشنبه رفتیم خونۀ مامان جی (مامان، مامان مریم)، دوشنبه رفتیم خونۀ عمۀ آنی (عمۀ خودت)، سه شنبه مجدداً رفتیم خونۀ عمه مهری و اونجا موندگار شدیم تا همین امروز که دارم براتون مینویسمخندونک آخه مامان جون شما با اینکه هفتۀ گذشته حرکتهای خوبی داشتی ولی پنج شنبه حرکاتت کاهش چشمگیری داشت، جمعه هم من شدیداً دلدرد شدم خیلی نگران بودم، البته بابا علی گفتن: شما داری بزرگ میشی به خاطر همین رحم کِش میاد و دلم درد میگیره، بابا یه پا دکتر شده مامان جونخندونک چون دکتر هم حرفای ایشون رو تائید کرد و گفت: دل دردم به خاطر بزرگ شدن شماست و کاهش حرکتاتون هم به خاطر اینه که جاتون تنگ شدهمحبت شنبه که رفتم کلاس بارداری خانوم ماما معاینه کردن و گفتن هم ضربان قلبت خوبه هم حرکاتت و هم وزنت (خدا رو شکرمتنظر) ولی گفتن: باید به حرکاتت دقت کنم و اگر احساس میکنم کم شده به پزشک مراجعه کنم که دچار انقباضات رحمی و خدایی نکرده زایمان زودرس نشمغمگین یکشبه با مشاور خانوم دکتر یوسف نژاد تماس گرفتم ایشون گفتن: با توجه به اینکه چهارشنبه نوبت دکتر دارم بهتره همین امروز برم اتاق زایمان تا انقباضات رحمیم چک بشهخطا موضوع رو با بابا درمیون گذاشتم و ایشون هم گفتن: میان، عمه مهری هم که این روزا زحمت بردن و اوردن ما رو هم میکشه، گفت: خودم میام دنبالتونو میبرمتون، آخه این روزا دیگه ما ماشین خودمون رو نمیاریم که بتونیم بیشتر بخوابیم تا شما هم بیشتر استراحت کنیخندونک ساعت چهار و نیم رفتیم سمت بیمارستان لاله بعد از رفتن به اتاق زایمان ازمون یه تست گرفتن که حدود نیم ساعت طول کشید، کاغذش بزرگه من فقط از یه تیکه اش عکس گذاشتم، طبق این برگه که بهش میگن: NST معلوم شد که خدا رو شکر انقباضی در کار نیست، اون فلش ها هم نشونۀ هر بار حرکت شماست و از تکرارش مشخصه که حرکاتتون هم خوبهمتنظربوس خدا رو شکر مامان جون خیلی نگران بودمبوس

   بعد از این سونو یه آزمایش هم انجام دادم که ببینیم خدایی نکرده عفونتی در کار نباشه، که خدا رو شکر هیچی نبود و دکتر گفتن: حرفای بابا جون درست بوده و من بعد از این میتونم از ایشون مشاوره بگیرمزبان دکتر گفتن: بیشتر استراحت کنم، از پله بالا پایین نرم و از توالت فرنگی استفاده کنم، به خاطر همین عمه مهری و بابا جون گفتن: تا زمانی که نرفتیم خونۀ خودمون، خونۀ عمه مهری میمونیمسکوت

   چهارشنبه نوبت دکتر داشتم، خدا رو شکر اوّلین نفر بودمخندونک خانوم دکتر معاینه کردن و گفتن: سایز و اندازۀ کیسۀ آب خوبه، جای بند ناف خوبه، حال شما هم خوبه و خدا رو شکر چرخیدینخندونک یعنی یه جورایی یه قدم به زایمان طبیعی نزدیک شدیم، چون لازمش چرخیدن شما بودمحبت قرار شد معاینات دقیقتر برای گفتن قد و وزن شما 1393/07/05 به امید خدا انجام بشهآرام

   کار نجاری هم با سختی های خاص خودش تموم شد، چون یه خورده گره توش افتاده بود که بابا جون رو یه مقدار خسته کرد ولی خدا رو شکر همه چیز خوب شده، دو تا کمد به اتاق شما اضافه کردیم، یکی زیر پنجره برای لباسای من و بابا، یکی هم بلندتر که برای لباس ها و وسایل شماست، البته هنوز خیلی کار داره، دستگیره ها و گلش نصب نشدهراضی

   اینم کمدای جدید، هنوز تمیز هم نشده، چون هنوز نرفتیم خونه، راستی دیوار سمت راست اتاقت هم یاسی شده، همرنگ تختت، دستگیره های کمدت مشابه دستگیره های تختت هست و گلی هم روی در کمدت نصب میشه مشابه گل تخته دخترمبوس

   اینم گلی که روی در کمدت نصب میشه عزیزمبوس

   هنوز خیلی کارها مونده، پرده، فرش، لوستر و یه مقدار از خورده ریزهات رو هنوز نخریدیم، انشالله این هفته که کارهای خونه تموم بشه میریم مرحلۀ بعدزبان و خریده ها رو تموم میکنیممتنظر

   راستی هفتۀ پیش نمایشگاه مادر و کودک بود، بابا جون هم زحمت کشیدن ما رو بردنآرام نمایشگاه یه مقدار شلوغ بود و با توجه به اینکه برای مامان های باردار بود ولی اصلاً مراعات حالشون رو نمیکردن، خیلی باید مواظب میبودیم که کسی بهمون نخوره، جایی رو هم برای استراحت در نظر نگرفته بودن، قیمت ها هم با بیرون تفاوت خاصی نداشت، ما فقط چند تا کتاب برای شما تهیّه کردیمسکوت

   این دو تا کتاب رو بابا علی گرفتنآرام

   این بسته خودش یه پکیجه که داخلش 4 تا کتاب هستچشمک

   اینا هم انتخاب من بودنخندونک

   مامانای باتجربه میگفتن: این کتاب خیلی خوبهراضی

   این کتاب رو هم خودم خیلی دوست دارم، انگلیسی فارسی هستشدرسخوان

   این کتاب هم جورچینه، هم شعره هم پازلعینک

   دیشب هم کلی ورزشکار شده بودی حرکاتی داشتی که کاملاً واضح بود و شکم مامان حسابی تکون میخورد، بابایی هم فیلبرداری کرد که شما وقتی به دنیا اومدی ببینی چقدر تو دل من شیطونی میکردی، عزیز دلمبوس

   مامان مواظبته، دوست دارم یه عالمه هرچی بگم بازم کمهبوسمحبت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 12:21 | دوشنبه 24 / 6 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   دیگه داریم به آخرای کلاس بارداری نزدیک میشیمغمگین یه جورایی به این کلاس ها عادت کردم، 4 هفتۀ دیگه تموم میشه، البته بارداری منم 8 هفتۀ دیگه تموم میشهخندونک انشالله بعد از زایمان هم تو کلاس هایی مثل ماساژ کودک و... شرکت میکنم که بتونم فرزند عزیزم رو هدفمند تربیت کنمآرام چون اگر بچه درست تربیت بشه طبق برنامۀ نیازهای مازلو توی 6 سالگی میتونه به مرحلۀ خودشکوفایی برسه و استعدادهاش نمایان بشه، انشاللهمتنظر

   سلسله مراتب نیازهای مازلو رو یادتون هست؟ مازلو میگفت: نیازهای انسان به 5 دسته تقسیم میشه: 1- نیاز زیستی: یعنی تأمین مایحتاج اوّلیۀ زندگی 2- امنیت: با بغل کردن و نوازش کردن نوزاد میتونین امنیت رو بهش هدیه بدین 3- تعلق: یعنی هیچ وقت به بچه نگین دوست ندارم، بزارین به شما تعلق داشته باشه 4- ارزش: یعنی گذشتن از خودتون به خاطر فرزندتون و در نهایت 5- خودشکوفایی: بچه هایی به این مرحله میرسن که 4 مرحلۀ قبل رو به درستی و کامل پشت سر گذاشته باشنزیبا

   شیردادن مادر به نوزادش باعث میشه دو نیاز اوّل نوزاد تأمین بشه، یعنی نیاز به غذا که جزء نیازهای زیستی هست و نیاز به امنیت که وقتی مادر نوزاد خودش رو در آغوش میگیره این حس رو به نوزادش القاء میکنه که تو جات پیش من امنه، من مواظبتم من پیشتم، تمام مدتی که به نوزادتون شیر میدین میتونین اینارو بهش بگینمتنظر

   40% مادرها با شیردادن مشکل دارن، چون شیر دادن کار آسونی نیست ولی میشه که درستش کردن، کودک یا باید از شیر مادر استفاده کنه یا از شیر خشک، شیرخشک نزدیکترین حالت به شیر مادر رو داره، از دادن شیر گاو و شیر پاستوریزه و ... جداً خودداری کنید، یا شیر مادر یا شیر خشکراضی

   راجع به هورمون پرولاکتین هم قبلاً صحبت کردیم، همون هورمونیه که یک مادر رو مادر میکنه، احساس و عواطف مادری رو تقویت میکنه، مادری که به نوزادش شیر میده، میزان قابل توجهی پرولاکتین ترشح میکنه، باید بدونین شیر دادن مادر فواید بسیار زیادی هم برای مادر هم برای نوزاد داره، یعنی یه بازیه بُرد بُرده و باختی در کار نیستزبان مادرهایی که شیر میدن کمتر به سرطان سینه، سرطان تخمدان و حتی MS و آلزایمر دچار میشن، با شیر دادن زودتر به وزن قبل از بارداریتون برمیگردین و چربی های اضافتون به صورت چشمگیری از بین میره، کمتر دچار پوکی استخوان میشین و برای نوزادتون هم بهترین تغذیه محسوب میشه، حتی بسیار از افراد معتقدن سینه، جفت دوّم کودک و شیر، خون سفید هست که رشد نوزادتون رو تکمیل میکنهبغل

   یکی از دلایلی که میگیم شیر دادن سخته اینه که تا 10 روز اوّل مادر زیر دلش درد میگیره، دلیلش هم جمع شدن رحمه، البته چون یه خروجی داره اتفاق میافته بنابراین هورمون اُکسی توسین ترشح میشه و حال مادر خیلی زود خوب میشه و کمتر دچار افسردگی میشه، ترشح پرولاکتین و اُکسی توسین وابستگی مادر و فرزند رو افزایش میده و مادر دلش میخواد دائم کنار فرزندش باشه و بهش شیر بده ولی مادری که فرزندش رو با شیر خشک تغذیه میکنه چون پرولاکتین و اُکسی توسینی ترشح نمیکنه وابستگی خاصی هم نداره، فرزندش رو میزاره پیش دیگران و میگه: شیر خشک هست بهش میدن دیگه، گشنه نمی مونهخواب آلود

   به فرزندتون تا 6 ماه فقط شیر بدین، الویت با شیر مادر هست در غیراین صورت شیرخشک، از 6 ماه تا یکسالگی فرزندتون رو با شیر و غذاهای کمکی سیر کنین، الویت با شیرمادر هست، از یکسالگی به فرزندتون غذا و شیر بدین، الویت با غذا هاستچشمک توجه کنید که بیش از دو سالگی به فرزندتون اصلاً شیر ندین، چون بچه به مکیدن عادت میکنه و در بزرگ سالی به سمت سیگار و انواع پُک زدن ها و سکس های دهانی کشیده میشهگریه از دادن گوجه، خربزه، عسل، انواع توت (توت فرنگی، شاه توت و...)، اسفناج، گیلاس، کیوی و هر خوراکی حساسیت زایی به فرزندتون جداً خودداری کنید، بچه حساسه و با اینکار ممکن دچار آلرژی بشه.

   بچه هایی که با شیر مادر تغذیه میشن LDL (کلسترول بد) کمتر و HDL (کلسترول خوب) بیشتر دریافت میکنن، یعنی کمتر دچار چاقی و دیابت میشن، طبق تحقیقات شیرمادر نوزاد رو باهوش تر میکنه.

   باید بدونین که فرمول شیر مادر مدام در حاله تغییره به خاطر همین شیر دادن اصول و قواعد خاصی داره، مثلاً: نباید مدام از یک سینه به نوزادتون شیر بدین، این باعث میشه شیر سینۀ دیگه به مرور زمان قطع بشه و از طرفی شیر دادن از هر دو سینه باعث میشه ماهیچه های هر دو طرف مغز نوزادتون رشد کنه و شیر دادن از یک طرف ماهیچه های طرف دیگۀ مغز رو تنبل میکنه و حتی باعث لنگه به لنگه شدن سینه هاتون میشهچشمک از هر سینه حدود یک ربع تا 20 دقیقه شیر بدین، بهتره روی سینه علامت بزارین که فراموش نکنید از کدوم سینه شیر دادین (پاک یادت نرهخنده)، کمتر از یک ربع فایده ای نداره، چون موقع شیر دادن ابتدا آب از سینه خارج میشه که تشنگی کودک رو برطرف میکنه، 5 دقیقۀ اوّل شیر مادر حاوی مواد معدنی هست و 5 دقیقۀ دوّم حاوی چربیه، بعد از ده دقیقه رنگ شیر کاملاً تغییر میکنه و مقداری زرد رنگ میشه و کاملاً چربه، بنابراین اگر کودکتون در ابتدای دوران شیردهی به خاطر محکم نبودن آرواره هاش چند ثانیه یا چند دقیقه شیر خورد بقیه شیر رو حتماً بدوشین.

   شیردهی سخته ولی ارزشش رو داره، کافیه ده روز طاقت بیارینچشمک پوزیشن شیردهی خیلی مهمّه، شما میتونین دراز هم بکشین و شیر بدین، ولی بهترین حالت شیر دادن اینه که بشینین، کودک رو در بغل بگیرین، سرش رو روی آرنجتون بزارین، یه بالش زیر آرنجتون بزارین، و کف دستتون رو زیر باسن نوزاد قرار بدین، باید کاملاً مسلط باشینمحبت از قدیم سینه رو به حالت قیچی با دو انگشت میگرفتن امّا حالت بهتر اینه که سینه رو به حالت C بین دستاتون بگیرین و قسمت قهوه ای رو کاملاً در دهن فرزندتون قرار بدین، توجه کنید وقتی بچه شروع به مکیدن سینه میکنه نباید گونه هاش گود بیافته، اگر گونه هاش گود باشه یعنی سینه درست توی دهنش قرار نگرفته و باید کمکش کنید و سینه رو جا به جا کنید، توجه کنید نوزاد در ابتدا آرواره های بی جونی داره، نمیتونه شیر بخوره، زود خسته میشه و سینه رو رها میکنه و میخوابه، باید باهاش بازی کنید، آرواره هاش رو ماساژ بدین، دو هفته ای طول میکشه تا آرواره هاش جون بگیره و خودش بتونه به راحتی به مکیدن سینه ادامه بدهبوس

   اوّلین شیری که از سینۀ مادر خارج میشه آغوز یا کلسترول هست، اوّلین شیر رو حتماً به نوزادتون بدین، بسیار مقویهراضی

   اگر میخواین شیرتون زیاد بشه باید مرتب به نوازادتون شیر بدین، مکیدن باعث افزایش شیر میشه و دوشیدن شیر رو کاهش میده، شیر ندوشین شب بدین بچه بخوره، بیدار شین سینه رو توی دهنش قرار بدین و بزارین شیر رو بِمَکه با اینکار به افزایش شیر خودتون هم کمک میکنید، از طرفی بچه ایکه از شیشه شیر بخوره توی مکیدن سینه تنبل میشه و بعد از مدت کوتاهی سینه اتون رو رها میکنه، تا سه هفتگی اصلاً به بچه شیشه شیر ندین، هر دو سه ساعت یکبار به بچه شیر بدینخوشمزه

   یک ربع بیست دقیقه قبل از شیر دادن مایعات بخورین، قبل از شیر دادن خوب دستهاتون رو بشورین و سعی کنید در دوران شیردهی سیر و پیاز استفاده نکنین، روزی یکبار حتماً دوش بگیرید که بچه با لذت شیر بخورهخوشمزه

   وقتی زمان شیردهی تموم شد یا به هر دلیل مجبور شدین شیر دادن رو قطع کنید به هیچ عنوان سینه رو از دهن بچه نکشین یکی از دلایلش اینه که نوک سینه زخم میشه، کافیه با آرواره های بچه بازی کنید، خودش دهنش رو باز میکنه و میتونین سینه رو خارج کنید یا اینکه انگشت کوچیک رو از گوشه وارد دهانش کنید تا فَکِش رو باز کنهآرام

   بیماریهای که ممکن مادر در دوران شیردهی بهش مبتلا بشه زخم شقاق و احتقان سینه هست، برای جلوگیری از زخم شقاق اوّل اینکه سینه رو از دهان نوزاد نکشین، دوّم یه دستمال نرم مخصوص سینه کنار بزارین، وقتی شیر دادن تموم شد خیلی آروم با اون دستمال بزاق دهان بچه رو از روی سینه پاک کنید، دستمال رو روی سینه نکشین، بزارین و بردارین، بعد از خشک شدن یه فشار آروم به سینه بدین تا یه قطره شیر بیاد بیرون، اون شیر آخری که سرشار از چربیه، خیلی آروم اون شیر رو روی نوک سینه بکشین خیلی آروم و با یه انگشت، حدود 5 دقیقه هم بزارین این شیر توی هوای آزاد روی سینه خشک بشه بعد سینه رو بپوشونین، اگر خدایی نکرده سینه زخم شد از پمادهای مخصوص نوک سینه استفاده کنید، پمادهای NIPPLE CREAM استفاده کنید که باری هر بار شیر دادن نیازی به شستشو نباشه، اگر از پمادهای دیگه استفاده میکنین قبل از شیر دادن حتماً باید سینه رو بشورین که خود این شستن زخم رو تشدید میکنهغمگین احتقان سینه سه روز بعد از شیردهی اتفاق میافته، مادر تب میکنه البته تا 38 درجه، دلیلش هم اینه که خون در سینه ها جریان پیدا کرده، سینه ها سفت، سنگین و البته دردناک میشن، حجم شیر توی سینه افزایش پیدا میکنه و بچه نمیتونه شیر رو تخلیه کنه، در این حالت ابتدا سینه رو با استفاده از کیسۀ آب گرم، گرم کنید (کمپرس گرم )، شیر رو تا انتها بدوشین، یعنی سینه کاملاً تخلیه بشه و سپس سینه رو با استفاده از کیسۀ آب، کیسۀ یخ از روی لباس یا برگ کلم سرد کنید (کمپرس سرد)، پس برای جلوگیری از احتقان ابتدا کمپرس گرم، بعد تخلیۀ سینه و در انتها کمپرس سرد انجام بدین، گل کلم رو داخل یخچال بزارین برگ اونو جدا کنید به اندازه نوک سینه وسطش رو سوراخ کنید و برگ کلم رو روی کل سینه قرار بدین این بهترین روشه، خیلی وقتها هم بچه میتونه شیر رو تخلیه کنه و اصلاً شما دچار احتقال نمیشیندلخور

   بچه که به دنیا میاد 10 روز اوّل وزن کم میکنه، نترسین و سریع شروع نکنین به شیر خشک دادن، وزنش بعد از ده روز افزایش پیدا میکنهزیبا

   شیرتون رو که میدوشین توی محیط باز دو ساعت موندگاری داره، توی یخچال 3 تا 4 روز و توی فریزر دو ماه میمونه، البته اگر توی طبقات پایین یخچال بزارین به خاطر سرمای کمتر 8 ساعت میمونه بنابراین در طبقات بالایی یخچال ازش نگهداری کنینچشمک شیر رو سرد به کودکتون ندین، حتماً گرمش کنین، البته از گرم کردن با ماکروفر و یا جوشوندن خودداری کنید، شیر رو به روش بَن ماری گرم کنین، یعنی شیر رو توی یه محفظۀ شیشه ای بریزین، آب رو بزارین جوش بیاد، شعله رو کم کنید و محفظۀ شیشه ای رو داخلش قرار بدین، بعد از گرم شدن توی شیشه بریزین و بدین فرزندتون بخوره، میزان گرم کردنش هم بستگی به علاقۀ فرزندتون داره، هرچی دیرتر فرزندتون رو با شیشه شیر آشنا کنید بهترهزیبا

   اونایی که سینه هاشون نوک نداره توجه کنن که زیاد با نوک سینه هاشون ور نرن چون باعث زایمان زودرس میشه، بهتره این کار رو از هفتۀ 39 شروع کنن تا سینه نوک در بیاره، یا از سرنگ ده سی سی استفاده کنید، سر سرنگ رو جدا کنید، پمپ سرنگ رو از سمت مخالف بزارین داخل و اون قسمت سرنگ که دو تا بیرون اومدگی داره روی نوک سینه قرار بدین و پمپ سرنگ رو بکشین، به مرور نوک سینه ها بیرون میادخندونک البته قبلش حتماً سینه هاتون رو چرب کنیدبی حوصله

   امیدوارم مطالب این جلسه هم به دردتون بخورهبوس

 

 



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 9:56 | دوشنبه 24 / 6 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   امروز مطالب نهمین جلسۀ کلاس بارداری رو برای همۀ دوستانم بخصوص هستی جون و هانیه جون از دوستان کلاس بارداریم، که نتونسته بودن این هفته بیان کلاس میزارم، به امید اینکه به دردتون بخورهمحبت

   به اندازۀ کافی راجع به زایمان و نحوه و نوع زایمان مطالب گذاشتم، حالا میخوایم بگیم بعد از زایمان چه کارهایی باید بکنیم و چه کارهایی نباید بکنیم، توجه داشته باشین چه زایمان طبیعی میشین چه سزارین رعایت این نکات الزامیهچشمک

   بعد از زایمان رحم کوچیک میشه، نی نی از توش میاد بیرون خالی میشه و به سایز اوّل برمیگرده، این رحم باید به جای خودش برگرده یعنی بیافته روی مثانه، رحم بین مثانه و روده قرار داره، اگر رحم روی روده بیافته باعث کمردردهای خیلی شدید میشه، باعث یبوست، دفع گاز بی اختیار و در واقع باعث راست روده شدن میشهبدبو همۀ اینها میتونه توی سالهای بعد به ضررتون تموم بشه، بعد از زایمان (چه طبیعی و چه سزارین) رحم میاد در محدودۀ ناف، ماما با ماساژ دادن رحم هم باعث سفت شدن رحم میشه هم باعث میشه لخته های خون داخل رحم کاملاً خارج بشه، بنابراین از ماساژ دادن ماماها جلوگیری نکنین، حتی اگر دردتون میاد تحمل کنینخطا پس از زایمان رحم به اندازۀ یک هندونه است، باید با ماساژ دادن تبدیل به یه پرتقال کوچیک بشه، خودتون هم میتونین ماساژ بدین به صورت دورانی رحم رو زیر دستتون حس کنید و مالش بدین، این ماساژ نیم ساعت بعد از زایمان باید انجام بشه، چه در اتاق ریکاوری چه در بخش چه توسط ماما چه خودتون، حتماً این کار باید انجام بشه تا لخته های خون هم خارج بشنچشمک در زایمان سزارین نگران بخیه هاتون نباشین چون بخیه زیر شکمه و شما دارین نافتون رو ماساژ میدینآرام

   بعد از زایمان سزارین معمولاً یک روز در بیمارستان و بعد از زایمان طبیعی چند ساعت در بیمارستان بستری هستید، قبل از اینکه گازی از معده اتون خارج نشه مرخصتون نمیکنن، پس اگر پرستار ازتون پرسید گاز معده ات خارج شده؟ خجالت نکشید و تعارف نکنین، حقیقت رو بگین، این به سلامتیتون وابسته استچشمک

   هفت تا ده روز بعد از زایمان استراحت کنید (چه در زایمان طبیعی، چه در سزارین)، به این حرفا گوش ندین که من خیلی زایمان راحتی داشتم از فرداش همۀ کارام رو خودم کردم، من اصلاً اذیت نشدم از فرداش خودم جارو میکشیدمسکوت این چیزا هنر نیست، بدن شما به استراحت احتیاج داره، ده روز استراحت کنید، فقط بخوابین یا مقداری قدم بزنین، نه اینکه به بهونه پیاده روی برین توی پاساژها بچرخینزبان، توی خونه خیلی آروم و حدود بیست دقیقه قدم بزنین، استراحت کنین و در طول روز این کار رو سه بار انجام بدین و هر روز اضافه بکنینچشمک وسواس نداشته باشین، یهو از جاتون بلند نشین، نگران این نباشین که وای مامانم ظرفا رو سر جاشون نزاشت، خواهر غذا رو خوب درست نکرد و... این ده روز فقط استراحت کنین و نگران هیچ چیز نباشین، حتی افردای که میخوان به دیدنتون بیان خیلی محترمانه ازشون عذرخواهی کنید و ازشون بخواین از روز دهم به بعد بیان، با افرادی که تعارف دارین از همسرتون بخواین بهشون بگن و اگر همسرتون تعارف داره شما بگین شرایطم در حال حاضر مساعد نیست انشالله بعد از روز دهم در خدمتیمزیبا البته خانوم ماما میگفت: توی جلسۀ پدران اینو به باباها گفته، منم از همسرم تائیدیه گرفتم و ایشون هم گفت: آره گفتن تا روز دهم فقط یه نفر که معمولاً مامانا هستن بیان برای کمک، خاله بازی و مهمونی بعد از روز دهمچشمک

   بعد از زایمان برای دستشویی رفتن اصلاً نگران بخیه هاتون نباشین، این بخیه ها انقدر سفت هستن که به این راحتی ها پاره نمیشنچشمک توجه کنید در زایمان طبیعی چه دستشویی داشتین چه نداشتین هر دو ساعت یکبار برین دستشویی، آب ولرم روی خودتون بگیرین و مثانه اتون رو مدام خالی نگه دارین، در زایمان سزارین هم که سوند بهتون وصل میشه و مشکلی ندارینسکوت ادرار زیاد باعث میشه ورم هاتون زودتر بخوابه، اگر دچار یبوست هم شدین، غذاهایی بخورین که یبوست رو برطرف میکنه، سبزی، آلوی خیس، انجیر خیس و هر چیز که یبوست رو از بین میبره مصرف کنیدسکوت راستی برای ادرار خیلی چایی نخورید، مایعات بخورید اگر هم چایی رو انتخاب میکنید، خیلی خیلی کمرنگ باشه، ناشتا دو لیوان آب بخورین، اگر دستشویی ندارین بیخود زور نزنین چون باعث هموروئید میشهخطا

   جای بخیه ها معمولاً دو سه روز درد میکنه، نگران نباشید، اگر درد و تورمتون خیلی زیاد بود با پزشک مشورت کنید، برای زود و بهتر خوب شدن بخیه ها از چراغ های مطالعه کمک بگیرین، به صورتی که داخل اتاقی راحت بشینین، لباس زیرتون رو در بیارین، چراغ مطالعه رو با فاصله به سمت خودتون نگه دارین، برای اینکار قبلاً از سشوار استفاده میشده، امّا در حال حاضر توصیه نمیشه، این چراغ ها مطمئنتره، در فاصلۀ 40 سانتی متری از خودتون نگه دارین که خودتونو نسوزونینخندونک این کار رو روزی 3 بار هر بار 20 دقیقه تا یک هفته انجام بدین تا بخیه هاتون خوب بشهچشمک دقت کنید که دستمال رو به خودتون نکشید، آروم بزارید و بردارید، یا توی بتادین بشینین، یه لگن رو پر از آب ولرم کنید، خیلی خیلی کم بتادین بریزن و داخلش بشینین، اگر بتادین زیاد باشه میسوزینآرام دستورات بیمارستان رو دقیق رعایت کنید، بخیه هاتون رو کاملاً خشک نگه دارید و سعی کنید با حوله نرم خودتون رو خشک کنید تا بخیه هاتون دچار عفونت نشنخسته مقدار کمی ترشحات از بخیه ها خارج میشه که کاملاً طبیعیه، اگر میزان ترشحات زیاد بود، بد بو و بدرنگ بود، خونریزی داشتین، ترشحات رو مدام پاک میکردید، باز ترشحات داشتید حتماً به پزشک اطلاع بدینچشمک

   بعد از زایمان سه روز خونریزی کامل دارید و بعد از اون کمرنگ و صورتی رنگ میشه و بعد زرد میشه و بعد هم ترشحات معمولی، تا 40 روز هم ممکنه لکه بینی داشته باشید، امّا اگر میزان خونریزی زیاد بود، حتماً باید به پزشک مراجعه کنیدچشمک (در سه روز اوّل اگر در یک ساعت یک نوار بهداشتی با قدرت متوسط پر بشه و مجبور به تعویض بشین ایراد نداره، بیشتر از اون زیادهراضی)

   ساق پاها رو حتماً ورزش بدین، به سمت عقربه های ساعت بچرخونین و بعد برعکس این کار رو انجام بدین که دچار ورم ساق پا نشیدخواب آلود

   سه روز بعد از زایمان معمولاً دچار یه تب خفیف میشید، که تب شیر هست و ایرادی نداره، امّا اگر دچار تب شَدید و طپش قلب شُدید با پزشک مشورت کنیدچشمک

   جلسۀ دیگه در خصوص شیردهی هست ولی من یه نکتۀ کوچولو بگم که در دوران شیردهی غذاهای مقوی بخورین، نفاخ نباشه و سعی کنید از خوردن سیر و پیاز خودداری کنیدخندونک بابا نی نی گناه داره میگه: پیف پیفسبز

   چه الان که باردارید چه بعد از زایمان حتماً دستتون رو زیر شکمتون نگه دارید و اجازه ندین شکمتون بیافته، دم و بازدم داشته باشین و آروم قدم بزنین، 9 ماه طول میکشه که یک کودک بوجود بیاد بنابراین بدنتون 9 ماه به استراحت کامل احتیاج داره، توی این ماه ها خیلی به خودتون اهمّیّت بدین، فکر نکنین بعد از زایمان همه چیز تموم شد، تازه همه چیز شروع شده باید از خودتون مواظبت کنینمتنظر سعی کنید سرفه های عمیق نداشته باشین، سرفه هاتون رو بشکونین و آروم سرفه کنینراضی

   از موارد دیگه ای که بعد از زایمان باید بهش توجه کنید بستن گن هستش، سعی کنید از گن های پا دار استفاده کنید که تا جناق سینه رو پوشش میده، امّا ده روز بعد از زایمانچشمک اگر خواستین زودتر از گن استفاده کنید نباید پا دار باشه بهتره حالت کش باشه به نوعی شکم بند که فقط دور شکمتون رو بگیره که از روز اوّل هم میتونین استفاده کنید، روی بخیه ها نباشه و محکم ببندینچشمک

   مورد دیگه نزدیکی هستخندونک بعد از خونریزی، حدوداً یک ماه بعد از زایمان میتونین مثل روز اوّل نزدیکی داشته باشین، فقط به تنظیم خانواده توجه کنید، درسته که در دوران شیردهی احتمال باردار شدن کمه امّا احتیاط شرط عقلهچشمک اوایل برای نزدیکی ممکنه به خاطر خشکی اذیت بشین، بهتره از ژل لوبریکانت استفاده کنید، این ژل ایرانی و خارجی و گرون و ارزونش با هم هیچ فرقی نداره، از داروخانه تهیّه کنید و استفاده کنیدچشمک تا 9 ماه پس از زایمان ازش استفاده کنید، در دوران بارداری هم میتونین ازش استفاده کنید، گیاهی هست و هیچ عوارضی ندارهعینک

   تا سه روز بعد از زایمان حالتون خوبه، رفته رفته ممکنه غمگین و اندوهگین بشین، تا روز دهم هم ممکنه این حالت ادامه داشته باشه و بعدش رفع میشه، گریه میکنین، ناراحتین، به همسرتون گیر میدین، سعی کنید زود خودتون رو کنترل کنین، این حالت ممکنه برای باباها هم بوجود بیاد و غمگین باشن، نباید اجازه بدین افسرده بشین، در غیراینصورت خیلی سریع به پزشک مراجعه کنیدسکوت ممکن حس های بدی مثل خودکشی، گریه زیاد و... بهتون دست بده خودتون رو از این شرایط دور کنیدچشمک به چیزای خوب فکر کنید، به فرزندتون، به مادر شدن فکر کنید، سعی کنید با بچه بخوابید و بیدار بشین که دچار بدخوابی هم نشینسکوت

   ویتامین ها، کلسیم، آهن و ... رو تا سه ماه بعد از زایمان زیر نظر پزشک مصرف کنید، اگر کودکتون کولیک معده داره سعی کنید شیر و ماست کمتر بخوریدچشمک

   آخرین مورد ورزش کردنه، بعد از زایمان رژیم و ورزش سنگین و باشگاهی ممنوعه تا شش ماهخطا شکم های گندتون رو باید تا شش ماه دیگه تحمل کنید گریه امّا میتونین ورزش های سبک داشته باشین، ورزش های مچ پا، ورزش زانو و ورزش های سبکی که توی خونه میتونین انجام بدینچشمک ورزش های دست، سر و شانه نیز باعث افزایش شیر میشه، پیاده روی کنید، یوگا کار کنید، ایروبیک خیلی سبک زیر نظر ماما هم بدون اشکاله، میتونین از کلاس های ورزش مخصوص پس از زایمان استفاده کنید، که از 6 هفته بعد از زایمان به همراه کودک هستزیبا

 

   حسابی مراقب خودتون باشین کودک سالم مادر سالم میخوادبوس



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 13:49 | سه شنبه 18 / 6 / 1393 توسط ...مامی مریم...

   سلام دوستان، توی این جلسه از کلاس برامون فیلم زایمان طبیعی و سزارین رو هم پخش کردن، هر جفتش یه مقدار ترسناک بودخطا ولی باز هم من فکر میکنم زایمان طبیعی خیلی بهتر بودچشمک 15% زنان جهان نمیتونن زایمان طبیعی انجام بدن، از جمله مواردی که باید حتماً زایمان سزارین انجام بشه عبارتند از:

  1. جفت سرراهی (در طول دوران بارداری اگر جفتتون سرراهی باشه حتماً پزشکتون بهتون اطلاع میده، از اوایل دوران بارداری نوع جفت مشخصه)
  2. بریچ بودن بچه (یعنی بچه نچرخیده باشه و سرش در کف لگن قرار نگیره، یعنی بچه به پا باشه)
  3. سایز لگن مادر کوچیک باشه (در هفتۀ 38 سایز لگن اندازه گیری میشه و با سایز جنین مقایسه میشه، ممکنه شما لگن کوچیکی داشته باشین ولی نوزاد هم ریز باشه و بتونین طبیعی زایمان کنید.)
  4. بچه بزرگ باشه ( کودکان بالای 3 کیلو و 800 گرم صلاح نیست که طبیعی به دنیا بیان)
  5. جفت تک شریانی باشه
  6. زمانی که بند ناف بیش از دو سه دور، به دور گردن جنین پیچیده باشهغمگین

   زایمان کلاً به دو دستۀ طبیعی و سزارین تقسیم میشه، هر کدومشون میتونن خوبی ها و بدی هایی داشته باشن، گفته میشه: مشکلات کف لگن و افتادگی رحم از عوارض زایمان طبیعیه ولی تحقیقات نشون داده افتادگی کف لگن و رحم در کل مربوط به بارداری میشه نه نوع زایمان.

   در زایمان طبیعی هورمون هایی ترشح میشن که میتونه خیلی به مادر کمک کنه، این هورمون ها عبارتند از:

  1. هورمون اُکسی توسین: به این هورمون اصطلاحاً هورمن لاو هم گفته میشه، زمانی که قرار باشه هر جهشی در بدن اتفاق بیافته این هورمون فعّال میشه، به عبارت دیگه این هورمون شروع کنندۀ درد زایمان هست، شروع کنندۀ شیردهی، شروع کنندۀ ارگاسم، زایمان و در کل شروع کنندۀ فعّالیّت های خروجی بدن، این هورمون خیلی به مادر کمک میکنه، هم برای کاهش دردهای زایمان، هم برای شروع شیردهی، در زایمان طبیعی این هورمون به محض شروع اوّلین حرکت جنین برای خروج شروع به فعّالیّت میکنه امّا در زایمان سزارین با تأخیر فعّالیّتش شروع میشه و باید بدونین که این هورمون در طول دوران بارداری از هفتۀ 20 به بعد خودش رو نشون میده.
  2. هورمون پرولاکتین: اصطلاحاً بهش هورمون مادری هم میگن، این هورمون مادر رو مطیع میکنه، مادر صبور میشه، سر به زیر میشه، به صورتی که مادر میتونه ساعتها به فرزندش شیر بده و بهش نگاه کنه و از این مسئله خسته نشه، بارها در طول شب از خواب بیدار بشه و به فرزندش سر بزنه ولی این کار باعث ناراحتی و اذیتش نشه و ازش لذت ببره. فرشته
  3. هورمون آندورفین: مورفین طبیعی بدنه، زمانی که هورمون اُکسی توسین شروع به فعّالیّت میکنه، این هورمون هم بلافاصله فعّالیّت خودش رو شروع میکنه به شدّت ترشح میشه و درد رو کاهش میده.
  4. هورمون آدرنالین

   این هورمون ها در زایمان سزارین مقداری دیرتر از زایمان طبیعی شروع به فعّالیّت میکنندرسخوان

   زایمان طبیعی از سه مرحله تشکیل میشه:

مرحلۀ اوّل: وقتی دهانۀ رحم شروع به باز شدن میکنه، این دهانه برای خروج جنین باید 10 سانت باز بشه.

مرحلۀ دوّم: وقتی دهانۀ رحم ده سانت باز شده تا زمانی که جنین از رحم خارج میشه.

مرحلۀ سوّم: خروج جفت.

 

   مرحلۀ اوّل خودش از دو فاز تشکیل میشه، فاز نهفته و فاز فعّال، در فاز نهفته دهانۀ رحم 0 تا 4 سانت باز میشه، این فاز 6 تا 8 ساعت طول میکشه، بدون درد هست و اغلب مادرها متوجه باز شدن دهانۀ رحم نمیشن، بهتره درد رو توی خونه تجربه کنین بعد به بیمارستان برین، چون ممکنه باز شدن دهانۀ رحمتون طول بکشه و بیمارستان پذیرشتون نکنه و مجبور شین برگردین خونه و مجدد به بیمارستان مراجعه کنید، وقتی دهانۀ رحم بیش از 4 سانتی متر باز شده باشه بیمارستان پذیرشتون میکنه، زمانی که فاصلۀ بین دردها کم و منظم شد به بیمارستان مراجعه کنید، دردها باید با فاصلۀ ده دقیقه یکبار تکرار شوند و هر بار 4 تا 6 ثانیه طول بکشن در فاز نهفته دردها در نیم ساعت یکبار و هر بار 10 ثانیه اتفاق میافتهچشمک

   زمان شروع درد، دوش بگیرید اگر درد کاهش پیدا کرد یعنی درد کاذب بوده و اصلاً نیازی به مراجعه ندارین امّا اگر دردها کاهش پیدا نکرد و منظم شد بدونین که به زمان زایمان نزدیک شدینمتنظر

   فاز دوّم زایمان طبیعی بین 4 تا 6 ساعت، خروج جنین بین نیم ساعت تا یک ساعت  و خروج جفت بین 5 تا 20 دقیقه طول میکشه.

   در فاز فعّال که بین 4 تا 8 سانت هست، موقع درداتون میتونین راه برین یا از پله بالا پایین برین یا روی توپ بشین و بپرین، حرکات چرخشی کمر انجام بدین، مثل قر دادن، همۀ اینا هم باعث کاهش درد میشه، هم باعث باز شدن دهانۀ رحم و هم پایین اومدن جنین.

   سر بچه که از دهانۀ رحم رد بشه، دردها کاملاً تموم میشهجشن برای کاهش درد در فازهای مختلف میتونین از تکنیک تنفس استفاده کنید، یعنی زمانی که اوّلین دردها شروع شد، فاصله بین اونها زیاد بود در هنگام درد میتونین دم عمیق و بازدم عمیق داشته باشین، در بین دردها هر کاری دوست دارید میتونین بکنینخندونک در فاز فعّال که دردها زیاد میشه شما اصلاً نمیتونین دم و بازدم عمیق داشته باشین بهتره دم ها رو بشکونین یعنی چندتا دم کوتاه و پشت سر هم بگیرین یه بازدم داشته باشینخطا در آخر هم که دهانۀ رحم باز شده و اصطلاحاً به این فاز thanks phase، یا فاز شکرگزاری گفته میشه، یعنی فازی که دیگه بچه کاملاً داره خارج میشه، مادر احساس زور میکنه، و دلش میخواد که زور بزنه ولی نباید زور بزنهنه به حالت سجده قرار بگیرید و مدام فوت کنید تا زمانی که معاینه بشین و وقتی که گفتن: زور بزن، شروع کنید به زور زدن، قبلش نباید انرژیتون رو از بین ببرید، یه دم عمیق میگیرین و موقع بازدم زور میزنین.

   یکی دیگه از تکنیک ها، ماساژ دادن، ماساژ چاک باسن، بین دو سرشانه، بین دو انگشت اشاره و شصت و ماساژ گودی کف پا در طول دوران بارداری ممنوعه ولی در هنگام دردها بهتون کمک میکنه که نوزادتون زودتر به دنیا بیاد، خودتون، همراهتون یا مامای همراه میتونه این ماساژ ها رو برات انجام بده، میتونین از کیسۀ آب گرم برای کاهش دردهاتون هم استفاده کنید، یا آب خنک به خودتون بگیرین و با نوزادتون حرف بزنین.محبت

   زمانی که هر ده دقیقه 3 تا انقباض داشتین و هر انقباض 30 تا 40 ثانیه طول کشید بدونین که بچه داره به دنیا میاد.

   اگر توی خونه کیسۀ آبتون پاره شد، سعی کنید در معرض جاذبۀ زمین قرار نگیرید، بخوابید حتی در ماشینی که به بیمارستان منتقل میشید دراز بکشید، بعد هم با کمک ویلچر به اتاق زایمان برید چون موقع پاره شدن کیسۀ آب، سر نوزاد در لگن قرار میگیره و اگر در لگن فیکس نشده باشه بند ناف در کنار سر قرار میگیره و ناچار به زایمان سزارین میشینچشمک بعد از معاینه اگر بهتون گفتن: سر فیکس شده میتونین راه برین که به زایمانتون هم کمک کرده باشین، اگر در بیمارستان هم کیسۀ آب پاره شد فوراً اطلاع بدین که بیان معاینه کنن که سر فیکس شده باشهچشمک

      جنین در رحم بارها میچرخه، امّا قبل از هفتۀ 32 چون کوچیکه این چرخش ممکنه ادامه داشته باشه، ولی هفتۀ 32 چون جنین بزرگ شده و جا برای چرخش نداره، فیکس میشه و سرش به سمت پایین و دهانۀ رحم قرار میگیره، در سونوگرافی های هفتۀ 32 به بعد میتونین این رو مشاهده کنید، اگر تا هفتۀ 32 جنین نچرخیده بود با انجام ورزش های خاص میتونین جنین رو بچرخونین در غیراینصورت مجبور به زایمان سزارین هستیدزیبا

   ماساژ آروم و استفاده از کیسۀ آب گرم از هفتۀ 30 به بعد بلامانع است ولی قبلش بهتره استفاده نشه، جاهای حساس هم که قبلاً گفته شد (بین دو سرشانه، چاک باسن یا دمبالیچه، بین دو انگشت شصت و اشاره، گودی کف پا) تا زمان زایمان ماساژ داده نشه.

   از هفتۀ 36 به بعد روزانه یک تا دوبار ماساژ پرینه انجام بدین، دستتون رو حتماً با روغن بادام شیرین زبان به جز این روغن از روغن دیگه ای استفاده نشه چشمک دستتون رو چرب میکنین و شروع میکنین به ماساژ دادن، این باعث ارتجاعی شدنش میشه و باعث میشه شما توی زایمان طبیعی کمتر بخیه بخوریدچشمک

   توجه کنید که از هفتۀ 37 به بعد چیزهای نفاخ نخورید، یا اگر خیلی هوس کردین حتماً نفخش رو بگیرین، خوردن آش ممنوعه، سرخ کردنی نخورید، سعی کنید غذاهای سبک بخورید که معده سنگین نباشه که هر وقت نوزادتون میخواست به دنیا بیاد به خاطر سنگینی معده به مشکل برنخورین، از غذاهای کم حجم مثل: سوپ، استیک، کباب تابه ای و ... استفاده کنید، استفادۀ 4 عدد خرما در طول روز میتونه به زایمان طبیعی کمک زیادی بکنه، از میوه ها آناناس و گلابی رو در هفته های آخر بیشتر مصرف کنید، پس از کامل شدن هفتۀ 38 چیزهایی بخورین که از زایمان دیررس جلوگیری میکنه، کلاً عرقیجات باعث زایمان زودرس میشن، قبل از هفتۀ 38 خورده نشه ولی بعد از اتمام هفتۀ 38 خوردنش میتونه به زایمان طبیعی کمک کنه، دم کردۀ گل گاوزبون، دم نوش تخم شوید، عرق کاسنی، خاک شیر و ... از این دست هستند، تخم شوید رو دم کنید و با خودتون به اتاق زایمان ببرید خیلی بهتون کمک میکنهسکوت

   نیمی از درد زایمان طبیعی کاملاً ذهنیه، یعنی انقدر شنیده شده، گفته شده، توی فیلم ها دیدیم که زایمان طبیعی خیلی دردناکه، این موضوع توی ذهن ناخودآگاهمون جا گرفته که زایمان طبیعی وحشتناک دردناکه، امّا توجه کنید مادران ما همه زایمان طبیعی داشتن، نسل قبل از اونا و قبلتر از اونا همه همینطور، پس ذهن ناخودآگاهتون رو تغییر بدین، شما توانایی زایمان طبیعی رو دارین، هر روز اینو با خودتون تکرار کنید که بهتره روند تولد فرزندتون همونطور که پروردگار در نظر گرفته باشه، هر روز با خودتون تکرار کنید که توانمندید و میتونین مثل خیلی از آدمهای دنیا فرزندتون رو طبیعی به دنیا بیارین و... روی ذهنتون کار کنید و ذهنتون رو مدیریت کنیددرسخوان

   در مورد زردی و رفع کردنش بعداً توضیحاتی میدم ولی باید بدونین که شیر دادن زیاد میتونه به رفع زردی کمک کنه و توجه کنید زردی با مدفوع دفع میشه نه با ادرار، پس مدام به بچه مایعات ندین برای اینکه زردیش خوب بشه، ادرار ربطی به زردی ندارهگیج

   راستی یادتون باشه برای زایمان طبیعی اگر میخواین همراه ببرین، کسی رو ببرین که یارتون باشه نه بارتون، کسی که بهتون آرامش میده نه اینکه استرستون رو زیاد میکنه یا اهل غر زدنه، کسی که قبلاً تجربۀ زایمان طبیعی رو داشته باشه، باهاش راحت باشین و ...آرام

   من و دخترمم امروز وارد 30 هفتگی دوران بارداری شدیم، ده هفتۀ دیگه به دیدار باقی است...متنظرمحبت



موضوع :

نوشته شده در تاريخ 11:40 | يکشنبه 9 / 6 / 1393 توسط ...مامی مریم...
صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد
درباره وبلاگ

آرشيو مطالب

صفحات وبلاگ

آخرين مطالب

پيوند ها

آمار وبلاگ